سفیران سلسله الذهب نیشابور
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. بشروطها و انا من شروطها.
ظلم به اولین فیلم با موضوع مدافعان حرم/ سینما در خدمت فیلم های خنثی و کم اهمیت

سهم اولین فیلم سینمایی با موضوع داعش و مدافعان حرم از اکران، فقط شش سینماست!

به گزارشسفیران سلسله الذهب نیشابور، فیلم «جشن تولد» اولین فیلم سینمایی با روایت مجاهدت‌های مدافعان حرم در تقابل با داعش است.

 

این فیلم، سال گذشته و در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر رونمایی شد و روی پرده سینماهای کشورمان رفته است.

 

عباس لاجوردی، کارگردان جوان این فیلم است که در اولین تجربه کارگردانی خود فیلم «جشن تولد» را در سوریه ساخته است.

 

علی رام‌نورایی و احمد کاوری، بازیگران ایرانی این فیلم هستند که در کنار بازیگران سوری نقش‌آفرینی کرده‌اند.


 
اکران فیلم «جشن تولد» در حالی آغاز شده است که سهم این فیلم از کل سینماهای تهران فقط شش سالن نمایش فیلم است! این درحالی است که فیلم‌های دیگر که همزمان با این اثر روی پرده رفته‌اند به رغم موضوعات خنثی و کم اهمیت، چندین برابر «جشن تولد» سینما در اختیار دارند. به طور مثال فیلم «خوب، بد، جلف» حدود چهار برابر فیلم ضدداعش امکان نمایش یافته است.


 
متأسفانه فیلم‌هایی با موضوعات استراتژیک و ملی، با اینکه بسیار به ندرت ساخته می‌شوند اما موقع اکران نیز مظلوم و مغفول قرار می‌گیرند.




نوع مطلب : لبیک یازینب(س)(شهدای مدافع حرم)، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، جانبازان مدافع حرم، مدافعان حرم، شهدا شرمنده ایم، خبر، 
برچسب ها : ظلم به اولین فیلم با موضوع مدافعان حرم/ سینما در خدمت فیلم های خنثی و کم اهمیت، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، جانبازان مدافع حرم، شهدای مدافع حرم، مدافعان حرم، سهم اولین فیلم سینمایی با موضوع داعش و مدافعان حرم از اکران،
لینک های مرتبط :


واکنش خانواده‌های شهدا به یک سریال تلویزیونی

خانواده‌های شهدا و رزمندگان مدافع حرم در تحسین از مجموعه تلویزیونی «آرام می‌گیریم» بیانیه صادر کردند.

به گزارشسفیران سلسته الذهب ، در پی استقبال مخاطبین از سریال تلویزیونی «آرام می‌گیریم» به کارگردانی روح الله سهرابی و تهیه کنندگی فرهاد گلی که این روزها از شبکه دو سیما پخش می‌شود، جمعی از خانواده‌های شهداء و رزمندگان مدافع حرم در تحسین این مجموعه تلویزیونی، ضمن تقدیر و تشکر از عوامل تولید، خطاب به رئیسا سازمان‌های صداوسیما و بسیج مستضعفین بیانیه ای تنظیم و ارسال کردند.

 

در متن این بیانیه آمده است:

«رئیسان محترم سازمان صدا و سیما جناب دکتر عبدالعلی علی عسگری و سازمان بسیج مستضعفین، سردار غلامحسین غیب‌پرور

با عرض سلام و احترام

همانطور که مستحضرید سریال تلویزیونی «آرام می گیریم» هر شب از شبکه دو سیما پخش می شود که مورد استقبال مخاطبین و هموطنان عزیز قرار گرفته است. این سریال که برخوردار از ملودرامی اجتماعی، لحظاتی از رشادت و شهادت فرزندان برومند میهن عزیزمان در مرزهای کشور و دفاع از حریم اهل بیت (ع) را به تصویر می کشد.

 

جای بسی خوشحالی است که کارگردان و عوامل این سریال بدون هیچ دغدغه ای از برچسب شعارزدگی، شعائر دینی و انقلابی را متعهدانه در زیباترین شکل ممکن و با تمام وجود به تصویر می کشند. ارزش این بدان معناست که در این دوره، استفاده از نام یا تصاویر شهداء که دارای اهمیت والایی است، شعار تلقی شده و عوامل آن به بهانه های مختلف مورد هجمه و سرزنش قرار می گیرند، ولیکن عوامل این مجموعه تلویزیونی بدون نگرانی از هجمه جریان های نامحرم، لحظه ها و تصاویر ارزشی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و خانواده معظم شهداء مدافع حرم را به نمایش می گذارند.

 

بدینوسیله این بیانیه که جهت حمایت از این مجموعه فاخر تلویزیونی و تقدیر و تشکر از زحمات عوامل سریال به ویژه کارگردان و تهیه کننده، به امضاء جمعی از خانواده های شهداء مدافع حرم و رزمندگان مدافع حرم رسیده است به حضورتان ارسال می‌شود.»

 

گفتنی است در جمع امضاکنندگان این بیانیه نام خانواده‌های شهدای مدافع حرم نیکزاد، رضوانی، رحیمی، عزیزی، ملکی، اسدالهی، یارمحمدی، حسینی، مهدی پور، مختاربند، بهاری، کسایی و ... به چشم می‌خورند.




نوع مطلب : خبر، لبیک یازینب(س)(شهدای مدافع حرم)، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، جانبازان مدافع حرم، مدافعان حرم، شهدا شرمنده ایم، 
برچسب ها : خانواده‌های شهدا و رزمندگان مدافع حرم در تحسین از مجموعه تلویزیونی «آرام می‌گیریم» بیانیه صادر کردند.، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، جانبازان مدافع حرم، شهدای مدافع حرم، مدافعان حرم،
لینک های مرتبط :


عیادت حجت الاسلام شهیدی از جانبازان مدافع حرم در لبنان

شهیدی

معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در ادامه سفر به لبنان از تمامی مجروحین و جانبازان مدافع حرم بستری در بیمارستان‌های «سان جرج» و «رسول اعظم (ص)» عیادت کرد.

  حجت الاسلام والمسلمین شهیدی معاون رییس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در دیدار با جانبازان مدافع حرم بستری در لبنان گفت: شما جانبازان مدافع حرم، فخر جبهه مقاومت و موجب سربلندی اسلام هستید و با فداکاری و ایثار خود در مبارزه با تکفیری‌ها از حرم حضرت زینب (س) به خوبی دفاع کردید.

معاون رییس جمهور افزود: شما برای دنیای اسلام مایه آبرو و افرادی هستید که ایثارگری در وجودتان به اوج خود رسیده است؛ شما قطعاً در پیشگاه الهی مأجور خواهید بود چون راه مقاومت، جهاد و مبارزه را برگزیدید.

حجت الاسلام والمسلمین شهیدی همچنین از خانواده جانبازان مدافع حرم که در محل بیمارستان حضور داشتند تجلیل کرد و گفت: حضور مجاهدان مقاومت اسلامی در دفاع از حرم اهل‌بیت (ع) مهم و ارزشمند است و باید به شما که چنین عزیزانی را در دامان خود پرورش داده‌اید افتخار کرد. ما همواره دعاگوی شما هستیم و از خداوند می‌خواهیم که به شما صبر و اجر مضاعف بدهد.

جانبازان مدافع حرم در این دیدارها که در فضایی صمیمی انجام شد از حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران از مقاومت اسلامی تقدیر کرده و بر علاقه قلبی خود به مقام معظم رهبری، سید حسن نصرالله و مقاومت اسلامی تأکید کردند.





نوع مطلب : لبیک یازینب(س)(شهدای مدافع حرم)، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، جانبازان مدافع حرم، مدافعان حرم، 
برچسب ها : عیادت حجت الاسلام شهیدی از جانبازان مدافع حرم در لبنان، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، جانبازان مدافع حرم، مدافعان حرم،
لینک های مرتبط :


روایت حماسه‌های مدافعین حرم به سبک جانبازان مقاومت

«علمداران مقاومت، راویان حماسه»؛

مدافع حرم تزئینی

مدتیست که گروه‌های مقاومت با توسل به بسیج مردمی و با تکیه بر اعتقادات اسلام ناب محمدی، برای از بین بردن عقاید جعلی و کمک به مردم مظلوم سوریه و عراق، در صحنه جنگ سوریه و عراق حاضر شده و با گروه‌های تکفیری وارد نبرد می‌شوند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پنج سال است که سوریه درگیر یک جنگ نیابتی شده است. به غیر از ارتش سوریه، گروه‌های مقاومت از سایر کشورها برای مقابله با گروهک‌های تروریستی تکفیری راهی سوریه و عراق می‌شوند. هدف آن‌ها نابود کردن تروریست‌هایی‌است که با حمایت قدرت‌های بزرگی همچون آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی در سوریه و عراق به جنایات بیشماری دست می‌زنند، از جانب همین قدرت‌ها تجهیز می‌شوند و با هدف آنان در در این کشورها دست به تعدی و تجاوز می‌زنند، تا به این وسیله طرح تفرقه میان مسلمانان و جنگ قومیتی را پررنگ جلوه دهند و از این آب گل‌الود برای خود ماهی بگیرند.

تشکیل گروه‌های مقاومت از رزمندگان کشورهای مختلف

گروه‌های مقاومت در این میان با توسل به بسیج مردمی و با تکیه بر اعتقادات اسلام ناب محمدی، برای از بین بردن عقاید جعلی به نام اسلام و در واقع خلاف اسلام، ایجاد امنیت در کشورهای اسلامی منطقه و کمک به مردم مظلوم سوریه و عراق، در این صحنه جنگ حاضر شده و با داعش و گروه‌های تکفیری وارد نبرد می‌شوند. رزمندگان مقاومت از کشورهایی مثل افغانستان، پاکستان، لبنان، عراق و ایران در این صحنه حماسه و پایداری به خوبی درخشیده‌اند.

رزمندگانی که نام با مسمای مدافعان حرم را برگزیدند و در قدم اول برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) در سوریه که مورد تعرض تکفیری‌ها بود، قدم در این مسیر گذاشتند و سپس با بهره گیری از اثرگذاری جریان مقاومت، حماسه‌های بسیاری را در دفاع از ارزش‌های ناب اسلامی در جغرافیایی که مرزی برای آن تعریف نمی‌شود، آفریدند. رزمندگانی در قالب تیپ‌های فاطمیون(رزمندگان افغانستانی)، زینبیون(رزمندگان پاکستانی)، نبویون(رزمندگان اهل سنت) و...  به خط مقاومت پیوستند و این جبهه گسترده‌تر از قبل به ایستادگی مقابل جریان‌های آمریکایی و صهیونیستی داعش پرداخت. در این مسیر، شهدا و جانبازان بسیاری تقدیم خط مقاومت شد.

سردار سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سال گذشته در تشریح این جنگ نیابتی و حضور مستشاری ایران در این نبرد سوریه به نکات قابل توجهی اشاره کرد. او گفت: چند سال است که سوریه در نقطه تمرکز تلاش استراتژیک یک ائتلاف جهانی قرار دارد که این ائتلاف شامل آمریکا، بخشی از کشورهای اروپایی، تعدادی از کشورهای متحد منطقه‌ای آمریکا، مشخصاً عربستان‌سعودی و برخی دیگر از کشورهای دیگر است. این ائتلاف کاملاً فشرده جنبه سیاسی، اقتصادی، تسلیحاتی، اعتقادی، مالی و نیروی انسانی دارد. راهبرد آمریکا در سوریه پاتکی به انقلاب‌های ناشی از بیداری اسلامی در کشورهای مسلمان بود. زمانی که آمریکایی‌ها احساس کردند که در تونس، مصر، یمن، لیبی، بحرین و احتمالاً در کشورهای دیگری که به‌تدریج فضای تنفس سیاسی آنها تنگ می‌شود و کم‌کم موقعیت سوق‌الجیشی و ژئوپولیتیک خود را از دست می‌دهند و موازنه قدرت به‌نفع مسلمانان می‌شود و باعث عقب‌نشینی آمریکایی‌ها از استراتژیک‌ترین نقطه جهان می‌شود، در قلب تحولات جهان اسلام یعنی در قلب مقاومت اسلامی که قلب تحولات بعدی تلقی می‌شد یک نقشه جامع سیاسی را کلید زدند. سوریه به‌عنوان منطقه تقابل نظام سلطه با انقلاب اسلامی قلمداد شد و یک جبهه عملیاتی شکل گرفت که بازتاب‌دهنده و پژواک‌دهنده تلاقی و برخورد راهبردهای نظام سلطه و متحدان آنها از یک‌سو و جبهه انقلاب اسلامی و مقاومت از سوی دیگر بود و آنچه در سوریه دیده می‌شود درگیری قدرت‌های بزرگ با نظام سوریه نیست، بلکه یک درگیری بین دو جبهه است و تنها صحنه جغرافیای درگیری سوریه است.

وظایف مدافعان حرم و مستشاران ایرانی در سوریه

او نقش نیروهای مستشاری ایرانی در سوریه  را به 4 سطح تقسیم کرد و گفت: کاری که ما در سوریه انجام می‌دهیم این است که استحکام سیاسی، روانی، اقتصادی و نظامی سوریه را که امروز خط مقدم مبارزه با استراتژی آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدان آنهاست تضمین کنیم. از ابتدای تحولات در سوریه ما حمایت‌های سیاسی نیرومندی را از نظام سوریه به عمل آورده‌ایم. سطح اول راهبردی است که ما حمایت سیاسی و معنوی را از ملت، دولت و ارتش سوریه به عمل می‌آوریم و به‌عنوان مستشار تجربیات جنگی خود را به فرماندهان سطوح عالی‌رتبه ارتش سوریه منتقل و امکانی را فراهم می‌کنیم. ما به‌دلیل تجربیات بسیار ارزشمندی که در توسعه بسیج مردمی برای دفاع از ارزش‌های خود داشتیم، این مفهوم را به‌شکل ساختاری، سازمانی و عملیاتی در سیستم دفاعی سوریه وارد کردیم و در حال حاضر نظام سوریه کنار ارتش قدرتمندی که دارد، یک نیروی مردمی پابه‌کاری را نیز دارد که اینها دو مکمل دفاعی یکدیگر محسوب می‌شوند که براساس مشاوره راهبردی و مستشاری ایران بوده است.

جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران سطح بعدی را عملیاتی عنوان کرد و گفت: در این سطح به فرماندهان سطوح عملیاتی سوریه کمک می‌شود، زیرا زمانی که سطح مشاوره به سطوح عملیاتی جنگ منتقل می‌شود به‌لحاظ تدبیر سطوح میانی جنگ را مدیریت می‌کنیم که این سطح هم در توضیح آمادها، یافتن طرح‌های لجستیکی برای پشتیبانی درست از یگان‌هایی که عمل می‌کنند، آموزش فرماندهان سطوح میانی که کار بسیار مؤثری محسوب می‌شود که این نیز مستشاری سطح عملیاتی محسوب می‌شود و فرماندهان ما در طراحی‌ راهبردهای عملیاتی برای غلبه بر دشمنان کمک می‌کنند. سطح سوم یک سطح تاکتیکی است. این سطح به فیزیک مستقیم رزم مربوط می‌شود که فرماندهان گردان‌های ارتش سوریه نیز از خدمات مستشاری فرماندهان ما مستثنی نیستند.سطح چهارم به آماده‌سازی، تعمیر تجهیزات، آموزش برای نگهداری و تعمیرات، امداد و نجات و این چنین موضوعات منتهی می‌شود که این سطوح براساس درخواست‌ها و تعاملاتی که به‌شکل رسمی با دولت سوریه داریم، انجام می‌شود.

سردار سلامی ادامه داد: برای اینکه مستشاران ما بتوانند به‌درستی آموزش‌ها را به این نیروها ارائه دهند نیاز به شناخت درست از منطقه داشتند و فرهنگ ما نیز این است که تا همیشه میدان را از نزدیک مشاهده نکنیم قضاوت‌های ما پیرامون آن موضوع واقعی نخواهد بود و این تجربیاتی است که ما از دفاع مقدس کسب کرده‌ایم. مستشاران ایرانی حاضر در سوریه افراد صاحب نبوغی هستند که نکته مهم آنها نفوذ و تسخیر قلب‌هاست.

روایت حماسه‌های مدافعین حرم به سبک جانبازان مقاومت

این جنگ در جغرافیای اسلام، کنجکاوی مردمی که اخبار مختلف آن را رصد می‌کنند درباره شناخت روحیه رزمندگانی که داوطلبانه راهی جبهه سوریه می‌شوند و یا با حضور مستشاری خود نقش تاثیرگذاری را در این جبهه می‌گذارند برمی‌انگیزد. همچنین سوالات فراوانی را درباره وجوه مختلف این نبرد، اهداف حضور مدافعان حرم در خط مقاومت، مشارکت آنان با رزمندگان سایر کشورها، تفاوت این دفاع با دفاع هشت ساله ایران ایجاد کرده است. سوالات و کنجکاوی‌هایی که شاید امروزه در قامت شخصیت جانبازان سرافراز مدافع حرم به خوبی پاسخ داده شود. کسانی که در این جبهه حضور فعال داشتند، چند صباحی را با شهدای مدافع حرم زندگی کردند، در صحنه جهاد شاهد حماسه‌های بی‌شماری بودند و در این راه مجروح شدند و حالا با روایت آن حماسه‌ها و تحمل دردهای ناشی از زخم جانبازی، همچنان این مسیر مقاومت را ادامه می‌دهند.

پرونده ویژه تسنیم با عنوان «علمداران مقاومت، راویان حماسه»، در نظر دارد با معرفی جانبازان مدافع حرم، اهداف و نگاه ویژه آنان را درباره حضور در سوریه و خط مقاومت انعکاس دهد. این پرونده از فردا آغاز خواهد شد و تلاش دارد تا روشنگری بیشتری در مسیر مقاومت منطقه و علمداران آن داشته باشد.





نوع مطلب : لبیک یازینب(س)(شهدای مدافع حرم)، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، جانبازان مدافع حرم، مدافعان حرم، 
برچسب ها : روایت حماسه‌های مدافعین حرم به سبک جانبازان مقاومت، مدافعان حرم، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، جانبازان مدافع حرم، شهدای مدافع حرم،
لینک های مرتبط :


«علمداران مقاومت، راویان حماسه»‌ــ‌۳/ گفت‌وگوی تسنیم با جانباز حبیب عبداللهی-بخش دوم

ماجرای نارنج‌های زینبیه و روضه‌خوانی‌‌ در حرم حضرت زینب(س)/تکریم همه اقشار به مدافعان حرم، از معجزات مقاومت است

مصاحبه با جانباز مدافع حرم حبیب الله عبدالهی

جانباز مدافع حرم می‌گوید: این احترام و ادبی که مردم خرج می‌کنند برای شخص من نیست، این احترام مسلماً برای مقاومت است. چون به سمبلی از بچه‌هایی تبدیل شدم که در سوریه مقاومت می‌کنند. مردم حتی اگر دستشان نرسد برای این جبهه کاری بکنند، اما تکریم می‌کنند.

خبرگزاری تسنیم: تروریست‌های تکفیری داعش با موشک تویوتا را می‌زنند. یک انفجار بزرگ؛ تعداد زیادی شهید پاکستانی، عراقی و ایرانی و یک مجروح که تنها بازمانده این انفجار است. جانبازی که ماه‌هاست تقویم خاطراتش روی 21 دی ماه سال 1394 و ساعتی به وقت انفجار، تنظیم شده است. ساعتی که او را از همرزمان شهیدش جدا کرد و باعث شهادت دوست صمیمی‌اش محمد اینانلو شد. 5 جراحی در حلب و دو جراحی در تهران، پیوند عضله و روزها و هفته‌هایی که طول کشید تا بتواند روی پایش راه برود. چشم و پا و دست و گوش و...درگیر مجروحیت شد و یک دنیا تغییر برایش ماند و حالا باید دوره نقاحتی چند ساله را بگذراند.

دانشجوی فقه و حقوق و مداح اهل بیت(ع) است. شغل آزاد دارد و در زمینه کار فرهنگی به شدت فعال است. روی هم رفته، یک جوان فعال و پویا. نه نظامی بود که مختصات امنیتی مرزها را تخمین بزند و نه سابقه حضور در جبهه را داشت که پای تجربه‌هایش را وسط بکشد. اما وقتی طبل ناامنی در دنیا به صدا درآمد و صدها گروه تروریستی و صهیونیستی از قبیل داعش شروع به تخریب وجهه اسلام، سلاخی مردم مظلوم و یورش به کشورهای مسلمان کردند، او هم همانند بسیاری از جوانان متعهد احساس تکلیف کرد تا در «خط مقاومت اسلامی» حضور پیدا کند. آسان هم نبود. به قول خودش، چهار سال به هر دری زد تا بتواند به عنوان مدافع حرم راهی سوریه شود.

خودش می‌گوید: «من نظامی نبودم اما بسیجی بودم. یک بسیجی می‌تواند در لحظه هم یک جنگجوی ماهر باشد و هم یک متخصص امور فرهنگی باشد. یکی از شاخصه‌های بسیج این است که جمع اضداد است. ما آمادگی رزمی را همیشه داشتیم و حفظ می‌کردیم. کمین و ضد کمین را می‌فهمیدیم. کار با سلاح را بلد بودیم و هجوم و پدافند را متوجه بودیم.» اطرافیان برایش توجیه‌های رنگارنگی را وسط می‌کشیدند که مشارکت نظامی در مقاومت منطقه را به اهلش بسپارد و خودش کار فرهنگی را در اینجا ادامه بدهد. چه کسی منکر آنست که امروز به اثر کار فرهنگی در این عرصه نیاز داریم؟ می‌گوید: «برخی از دوستان که خیر ما را می‌خواستند، به من می‌گفتند: وجهه شما یک وجهه فرهنگی است. در اینجا بمان و کار فرهنگی انجام بده. من هم می‌گفتم کار فرهنگی و حضور در سوریه منافاتی با هم ندارند. زمانی که امنیت برقرار نباشد کار فرهنگی مفهومی ندارد. کار اقتصادی و سیاسی هم مفهومی ندارد.»

حبیب عبداللهی حالا پنج ماهی هست که به عنوان جانباز مدافع حرم شناخته و معرفی می‌شود. برخی از رفقایش را در سوریه از دست داده است و خودش امروز با انبوهی از خاطرات و ناگفته‌هایی در زمینه خط مقاومت اسلامی و نبرد در سوریه در میان اذهان پرسشگر نسل جوان حضور دارد. بخش اول گفت‌وگوی تفصیلی تسنیم با او در اینجا قابل مشاهده است و بخش دوم این گفتگو به عنوان سومین بخش از پرونده فرهنگی تسنیم تحت عنوان «علمداران مقاومت، راویان حماسه» در ادامه می‌آید:

* تسنیم: آقای عبداللهی! فکر می‌کردید جانباز شوید؟

بله، فکر می‌کردم. در آموزش گاهی با محمد که صحبت می‌کردیم. هر روز که یک پله به رفتن نزدیک‌تر می‌شدیم، می‌گفتم: «محمد! من به دلم افتاده در این سفر یک اتفاقی برای من می‌افتد.» او می‌گفت: «من هم به دلم افتاده که برایم اتفاقی می‌افتد.» می‌گفتم: «محمد من شهید نمی‌شوم.» او هم می‌گفت: «من هم شهید نمی‌شوم.» می‌گفتم: «می‌دانم شهید نمی‌شوم اما قطعاً یک اتفاقی برایم خواهد افتاد.» این حرف را ما دو یا سه بار قبل از اعزام با هم گفتیم.

حبیب عبداللهی قبل از مجروحیت

محمد اینانلو درست تصمیم و مزدش را گرفت/گمان نکنیم مقام شهدا دست‌نیافتنی است

شب قبل از عملیات پشت یک تویوتا داشتیم می‌رفتیم(البته این تویوتا با تویوتایی که منفجر شد فرق می‌کرد.) نزدیک سحر بود که من به محمد گفتم: «من حس می‌کنم یک اتفاقی برای من می‌افتد.» او گفت: «من هم همین حس را دارم.» واقعا هم همینطور شد. هم برای او یک اتفاق افتاد و هم برای من. اما اتفاق او کجا و اتفاق من کجا؟ هر چند هر دو در یک ماشین بودیم و مورد اصابت یک موشک قرار گرفتیم. اما...جنس اخلاص آقا محمد و امثال او خیلی فرق می‌کرد.

این که می‌گویم اخلاص، گمان نکنید فرشته آسمانی بوده است. هر چند آقا محمد برای من فرشته بود. اما به طور کلی محمد یک انسان کاملاً معمولی فقط با درصد خلوص بالا بود. آن جایی که باید تصمیم می‌گرفت، درست تصمیم گرفت و مزدش را گرفت. گمان نکنیم مقام این‌ها دست‌نیافتنی است. برای هر کسی در هر شرایطی و با هر سلیقه و تفکری این اتفاق ممکن است رخ دهد، فقط به شرطی که آنجایی که محل تصمیم است، محکم بایستد. این تصمیم یک لحظه است. همان یک لحظه‌ای که حر را حر کرد. همان لحظه‌ای که وهب نصرانی را وهب کرد و در تاریخ ماندگار شدند.

* تسنیم: چند وقت آقا محمد را می‌شناختید؟

از 13 سالگی با یکدیگر رفیق بودیم.

* تسنیم: با هم تصمیم به سوریه رفتن، گرفتید؟

نه؛ من اصلاً نمی‌دانستم آقا محمد هم هست. ما یک رفیق سوم هم داشتیم. سه نفر بودیم. این رفیق سوم هم من و هم محمد را راهی کرد و برد. یک شب به من زنگ زد که فردا بیا. فردا صبحش رفتم سر کوچه وقتی خواستم سوار ماشین شوم، دیدم محمد اینانلو هم نشسته است. چند وقتی بود همدیگر را ندیده بودیم. با هم سلام و احوالپرسی کردیم. گفتم: «تو هم سوریه می‌آیی؟» گفت:«بله» بعد گفتیم الحمدلله سه نفری جمعمان تکمیل شد. این گونه شد که با هم رفتیم.

تروریست‌ها روشی دارند که فرد را از کمر به پایین مجروح کرده و او را طعمه قرار می‌دهند

* تسنیم: از آن انفجار در سوریه بگویید. انفجاری که باعث شهادت محمد اینانلو و مجروحیت شما شد.

شرایط خیلی سخت بود. یک شرایط جنگی به تمام معنا بود. یک لحظه آتش دشمن قطع نمی‌شد. محمد هم به واسطه این که تیربارچی بود، باید دائما جای خود را عوض می‌کرد و موضعش را تغییر می‌داد تا موضعش لو نرود. آتش دهانه تیربار محل تیربارچی را لو می‌دهد. در این جابجایی تک‌تیرانداز محمد را زد. هفت یا هشت متری با هم فاصله داشتیم. طبق قاعده جنگی کسی نباید بالای سر کسی که تیر خورده است، برود. مخصوصاً در اتفاقی که این روزها در سوریه رقم می‌خورد، تروریست‌ها روشی دارند که فرد را از کمر به پایین مجروح می‌کنند، بعد او را طعمه قرار می‌دهند و افراد دیگری که برای کمک به او می‌آیند را مورد هدف قرار دهند. یعنی ممکن است گاهی برای یک نفر 4 نفر تلفات بدهیم.
قاعده بر این بود که کسی نرود، اما من می‌گفتم: «اگر محمد مجروح شود نمی‌توانم نروم.» یعنی در آموزشی و قبل از اینکه هیچ اتفاقی بیفتد من این را همیشه می‌گفتم. به ما در آموزش‌ها گفتند که حتی اگر برادرت مجروح شد نباید بالای سر او بروی. حرفشان که تمام شد من بلند بلند گفتم: «اما اگر محمد مجروح شد، من می‌روم.» وقتی من این حرف را می‌زدم همه می‌خندیدند. اما بعدا این اتفاق واقعاً افتاد.

چند عراقی، پاکستانی و 5 نفر از رفقای ایرانی در آن انفجار شهید شدند/فقط من بودم که از آن جمع زنده ماندم

وقتی محمد مجروح شد و من دویدم و بالای سر او رفتم، خیلی‌ها به من خرده گرفتند و اعتراض کردند و گفتند بنشین و نرو. من رسیدم بالای سرش و بعد او را از جیب خشابش گرفتم و کشیدمش به عقب و کنار تخته سنگی گذاشتم. حدود نیم ساعت یا 40 دقیقه معطل شدیم تا ماشین بیاید و بتوانیم به عقب برویم. در این مدت هم تک‌تیرانداز دقیق محل ما را مورد هدف قرار می‌داد و می‌زد ولی خداروشکر به ما اصابت نمی‌کرد. 40 دقیقه آتش کامل و بدون وقفه داشتیم. با اینکه دشمن آتش می‌ریخت، دو نفر از دوستان آمدند پیش ما. خود محمد خیلی اصرار داشت که کسی نایستد و همه برویم. من می‌گفتم: «تو چیزیت نشده فقط تیر خوردی، می‌بریمت.» ماشین نمی‌‌توانست آنجا بایستد. چون تک تیراندار یکی از راننده‌ها را شهید کرد. ماشین را جابجا کردند و بردند 60 یا 70 متر پایین تر. به هر مشقتی بود. محمد را سوار برانکارد کردیم. من سر برانکارد را گرفتم. تیربار دشمن تیر می‌زد و من همین طور که می‌دویدم یک تیر به پای چپم خورد. خورده بود روی پای من. اما من متوجه نشدم. فقط یک لحظه سوخت. آن لحظه فکر کردم یک خار به پایم فرو رفته است. برانکارد را گذاشتیم عقب تویوتا در قسمت بار، وقتی خواستم سوار ماشین شوم و نشستم توی ماشین. دیدم پای چپم بالا نمی‌آید، وقتی خم شدم و خواستم ببینم پایم چه شده که بالا نمی‌آید، موشک به ماشین اصابت کرد و موجب شهادت بسیاری از بچه‌ها شد. فقط من بودم که از آن جمع زنده ماندم متاسفانه. چند تا از بچه‌های عراقی و چند تا از بچه‌های پاکستانی شهید شدند. چند نفر از بچه‌های ایرانی، رفقای خودمان از جمله مرتضی کریمی، محمد اینانلو و مصطفی چگینی آنجا شهید شدند.

تمام تلاش مدافعان حرم از ملیت‌ها و زبان‌های مختلف، اینست که با هم ارتباط بگیرند/ماجرای قول شهید اینانلو به مدافع حرم افغانستانی/همیشه می‌گفت مدافعان فاطمیون از ما جلوترند

* تسنیم: در مدت حضورتان در سوریه تا چه اندازه با مدافعین حرم سایر کشورها معاشرت داشتید؟ آن‌ها را چطور آدم‌هایی شناختید؟

یک فضای صمیمی آنجا حاکم بود. چون جبهه یک جبهه است. تمام تلاش بچه‌ها در آن شرایط این است که با هم ارتباط بگیرند. حالا با زبان عراقی و لهجه افغانی. بچه‌ها که همدیگر را می‌بینند به سختی با هم صحبت می‌کنند اما تلاششان این است که ارتباط بگیرند و این ارتباط را حفظ کنند. به یاد دارم که یک روز قبل از عملیات به جایی معروف به ایستگاه صلواتی رفته بودیم. آنجا معمولا فلافل و چای و این‌ها می‌خوردیم. در راه برگشت یکی از مدافعین حرم افغانی با ما شروع به صحبت کرد و از اوضاع و احوال پرسید. محمد میان صحبت‌ها به او گفته بود که من تیربارچی هستم. بعد او گفته بود: «یعنی تیربارچی گردان هستی؟» محمد هم گفت: «نه من تیربارچی دسته هستم.» گفت: «مگر دسته شما هم تیربار دارد.» گفت: «خوش به حال شما که هر دسته شما یک تیربار دارد، ما در هر گردان یک تیربار داریم.» آنجا محمد خیلی ناراحت شد چون مدافعان حرم افغانستانی را خیلی قبول داشت. به افغانی‌های مدافع حرم ارادت بسیار خاصی داشت و همیشه می‌گفت این‌ها از ما جلوترند.

به این افغانی گفته بود که ساعت فلان در فلان منطقه باشید من برای شما یک تیربار گیر می‌آورم. ما بعد از آن دیدار به محمد گفتیم این چه قولی بود به این بنده خدا دادی. در ذهن خود این را داشت که تکی به انبار اسلحه بزند و تیرباری برای او بیاورد. اما در انبار هر چه گشت تیربار پیدا نکرد و خیلی هم شرمنده این برادر افغانی شده بود. اگر تیربار پیدا می‌کرد حتماً این کار را می‌کرد. این چیزی غیر از صمیمیت است؟ چیزی غیر از ارتباط عاطفی میان مدافعان حرم کشورهای مختلف است؟ مدافعان حرم از کشورهای مختلف قطعاً با هم فرق دارند و یک شکل نیستند. اما در مجموع همه آن‌ها با غیرتند و در یک جبهه حضور دارند.

روضه‌خوانی‌ام در حرم حضرت زینب(س)/به زیارت کسی رفتیم که این همه راه را برای دفاع از حرمش رفته بودیم

* تسنیم: از حال و هوای حرم حضرت زینب(س) بگویید. زیارت مدافعان در آن فضا و جغرافیا چه خاطراتی برجا گذاشت؟

ما به دلیل کمبود وقتی که داشتیم یک بار بیشتر نتوانستیم به زیارت خانم حضرت زینب(س) مشرف شویم. اما همان یک بار ما را تکمیل کرد. فضای فوق‌العاده صمیمی با همه بچه‌هایی که خالصانه در آن فضا قرار گرفته بودند، ایجاد شد. اسم این بچه‌ها مدافع حرم است دیگر. مدافع کدام حرم؟ حرم حضرت زینب(س)؛ حالا این افراد را می‌برند برای زیارت همان حرم. به زیارت کسی رفتیم که این همه راه را برای دفاع از او آمده بودیم. حال و هوای عجیب و فضای قشنگی بود. بچه‌ها نشستند و روضه خواندیم. بعد از اینکه روضه تمام شد و بچه‌ها جمع شدند تا بروند، محمد اینانلو و چند نفر دیگر از بچه‌ها گفتند: «ما هنوز سیر نشده‌ایم. بنشین و یک روضه دیگر بخوان.» ماندیم و سه چهار نفری شروع کردیم و دیدیم هشت نه نفر دیگر از بچه‌ها هم ماندند همراه ما. یک روضه یک ربعی دیگر هم خواندم و بعد آمدیم بیرون و دیدیم کفش‌های محمد را برده بودند. یا فردی اشتباهی پوشیده بود و یا کسی برده بود، به هر حال کفش‌های او نبود. آقا محمد از شنا کردن و آب خوشش می‌آمد اما از خیسی چندشش می‌شد. اتفاقاً همان روز هم کف صحن و حرم را شسته بودند. وقتی پابرهنه در زمین خیس راه می‌رفت، چهره‌اش در هم می‌شد و بسیار دیدنی می‌شد. ما هم به او می‌خندیدیم و با بچه‌ها سر به سرش می‌گذاشتیم.

ماجرای نارنج‌های صحن زینبیه/شهید علیرضا مرادی گفت امیر سیاوشی از این نارنج‌ها خورد که شهید شد

خدا رحمت کند علیرضا مرادی را که در 21 دی ماه 94 شهید شد. داشتیم از حرم می‌آمدیم بیرون که علیرضا به من گفت: «بیا برویم بابت روضه امروز، صله‌ات را بدهم.» خدا روزی‌تان کند؛ در زینبیه، داخل صحنی که چسبیده به مضجع شریف، دو درخت نارنج بلند هست که دور آن را حدود سه متر فنس کشیده‌اند. روی آن پر از نارنج بود. علیرضا ‌گفت: «من از فنس‌ها بالا می‌روم و شاخه‌ها را دست تو می‌دهم و تو آن را بتکان.» گفتم: «علیرضا! ما از این کارها زیاد کردیم اما در اینجا دیگر نمی‌شود.» گفت: «امیر سیاوشی این‌ها قبل از ما آمدند اینجا و از این نارنج خوردند و شهید شدند. بیا این نارنج را بخوریم و ببینیم کداممان شهید می‌شویم.»

من در گیرودار نه گفتن بودم که دیدم علیرضا به سرعت بالا رفت و شاخه را دست من داد. من نیز چاره‌ای نداشتم و شاخه را تکان دادم و تعدادی نارنج در صحن افتاد. برخی از محلی‌ها به سرعت دویدند و نارنج‌ها را جمع کردند. بچه‌های ما هم خم شدند و چند تایی برداشتند و بعد رفتیم کنار ایستگاه صلواتی و نارنج‌ها را باز کردیم و با چایی خوردیم. بعد از آن می‌خواستیم برویم، تا جلوی در حرم هم آمدیم، دیر هم شده بود اما من به بچه‌ها گفتم: «شما بروید و من برمی‌گردم.» گفتند: «کجا؟» گفتم: «این چایی مزه داد. من باید یکی دیگر هم بخورم.» یکی از بچه‌ها گفت: «من هم می‌آیم» و آن یکی هم گفت: «من هم می‌آیم» و دیدیم دوباره همه جمع همراه من آمدند تا یک چایی دیگر بخوریم. خیلی جالب بود که دو نفر از آن جمع که لحظه آخر دوباره بازگشتیم و چایی و نارنج خوردیم، شهید شدند. محمد اینانلو و علیرضا مرادی. حدود پنج یا شش نفر هم از آن جمع جانباز شدند.

موقع برگشت از سوریه دوستانمان دوباره به حرم رفته بودند، البته این را به نقل از دوستان تعریف می‌کنم، آن زمان دیگر بعضی از بچه‌ها شهید شده بودند و بعضی مجروح شده بودند و نبودند. می‌گفتند وقتی با هم وارد حرم شدند همه مثل ابر بهار گریه می‌کردند. به یاد رفقا و کسانی که یک ماه پیش با هم در حرم آمده بودند و ظرف یک ماه یا 40 روز خیلی‌ها شهید و مجروح شده بودند، اشک می‌ریختند. من جزو مجروحین بودم. بچه‌ها بعدا تعریف می‌کردند که حال و هوا طوری بود که دیگر نیازی به روضه‌خوانی نداشتند و بچه‌ها به هم که نگاه می‌کردند، گریه می‌کردند.

5 جراحی در حلب و 2 جراحی در تهران، دوره نقاحتم چند سال طول می‌کشد/یک وقت‌هایی یک ساعت هم نمی‌شود جای کسی زندگی کرد

* تسنیم: از مجروحیت‌هایتان بگویید. الان هنوز تحت درمان هستید؟ روال درمانتان رضایت بخش بوده است؟

به دلیل اصابت موشک، موج موشک و برخورد ترکش‌هایی که در اثر اصابت به ماشین پخش شده بود، تمام پشت پای راست من ریخته بود. بعد پیوند عضله کردند. چهار یا پنج جراحی در حلب انجام دادند و بعد من را به ایران فرستادند و یکی دو جراحی هم اینجا انجام شد. چشم و پا و دست و گوش و...درگیر مجروحیت شد و یک دنیا تغییر برایم ماند. دوره نقاحت آن هم طولانی است. دوره نقاحت، یک دوره چند ساله است. چند سالی باید بگذرد. روزهای سختی را گذراندم از این جهت که ما افرادی شلوغ بودیم و عادت داشتم که دورم شلوغ باشد. در آن 15 روزی که در بیمارستان حلب تنها بودم، روزهای سختی را تجربه کردم. درد و مشکلات مجروحیت از یک طرف، تنهایی یک طرف، فکر کردن به بچه‌هایی که آنجا شهید شده بودند یک طرف بود. به من البته نگفته بودند که جنازه بچه‌ها در سوریه مانده است و نتوانسته‌اند بیاورند اما باز هم همین خبر شهادتشان برایم سخت بود. بعد از آن هم آمدم ایران و به کمک زحمتی که خانواده و دوستان در بحث درمان کشیدند، خدا را شکر زودتر از آنکه فکرش را می‌کردم توانستم سرپا شوم. راه بروم، قدم بزنم، بنشینم، صحبت کنم و هیأت بروم و ... الان هم دوره نقاحت آن را طی می‌کنم. از همه مردم هم برای این حقیر و هم برای دیگر جانبازان التماس دعا دارم. بخصوص جانبازانی که تحمل شرایط زندگی برایشان سخت است، یک وقت‌هایی یک ساعت هم نمی‌شود جای کسی زندگی کرد. از همه می‌خواهم به خاطر حرمتی که برای آل الله قائل هستند همه ما را دعا کنند.

به حضرت عباس(ع) گفتم کاش به جای یک انگشت یک دست را می‌‌خریدید/خدا را شکر این اتفاق از جنسی است که می‌توان به آن افتخار کرد

* تسنیم: در سختی‌هایی که بعد از این اتفاق و بعد از مجروحیت برایتان پیش آمده، احیانا احساس پشیمانی هم سراغتان آمده است؟ پشیمان از اینکه رفتید و چنین اتفاق‌هایی رقم خورد.

نه، نشده است. به لطف خداوند تا الان نشده است. چند وقت پیش در حرم حضرت عباس(ع) نائب الزیاره دوستان بودم. بعضی از دوستانم با تمام سختی‌هایی که بود همت کردند و من را بردند. آنجا به حضرت ابوالفضل(ع) گفتم: «آقا! کاش بیشتر می‌خریدید و به جای یک انگشت یک دست را می‌بردید.» زندگی جریان دارد. اتفاق خاصی نیفتاده است. ممکن بود این اتفاق در اثر یک تصادف رخ دهد. کسی می‌تواند تضمین دهد این اتفاق برای او نیفتد؟ هم من و هم خانواده و از همه بیشتر مادرم خوشحالیم که حادثه نبوده است. به قول مادرم: «خدا را شکر که این اتفاقی که برای من افتاد در اثر هیچ و پوچ نبوده است.» جنس این اتفاق از جنسی است که می‌توان به آن افتخار کرد. با یک چشم هم می‌شود دید.

ارادت مردم به شخص حبیب عبداللهی نیست بلکه برای مقاومت است/مدافعان حرم افغانستانی و پاکستانی واقعا مظلومند

* تسنیم: مردم عموما بعد از مجروحیت با شما چگونه برخوردی داشتند؟

برخورد مردم محبت‌آمیز است. تا الان که خدا لطف کرده و واقعا برخوردها خوب و صمیمی بوده. چه آن‌ها که از قبل من را می‌شناختند و چه آن‌هایی که به واسطه مجروحیتم مرا شناخته‌اند. این احترام و ادبی که مردم خرج می‌کنند به شخص حبیب عبداللهی نیست. این احترام مسلماً برای مقاومت است. چون من به خاطر رسانه‌ای شدن به سمبلی از بچه‌هایی تبدیل شدم که در سوریه مقاومت می‌کنند، این احترام را دارم. اگر بخش مقاومت را از شخصیت حبیب کم کنید، چیزی نمی‌ماند. این لطف مردم همه‌اش به خاطر مقاومت و جبهه ایستادگی است که حتی اگر دستشان نرسد که برای این جبهه کاری بکنند، اما تکریم می‌کنند. این از خوبی مردم ماست. هرچند بعضی مدافعین حرم واقعاً مظلوم هستند. مثل مدافعان حرم افغانی و پاکستانی. این‌ها واقعا مظلومند و اجرشان از کسی مثل من که حتی دغدغه خانواده‌ام را نداشتم بیشتر است. ولی اکثریت مدافعین حرم خصوصاً برادران افغانی کسانی هستند که این مشکلات و دغدغه‌ها را دارند. وقتی به آن‌ها می‌گفتیم: «تو آمده‌ای خانواده‌ات چه می‌شود؟» می‌گفتند: «خدای خانواده من بزرگ است. من به خدا اطمینان دارم.» هرچند خانواده اینان کمی مورد تغافل قرار گرفته‌اند اما رفتار مردم خصوصا این اواخر نسبت به مدافعان حرم به خاطر زحماتی که در بحث رسانه کشیده شد، رفتار خوب و محبت آمیزی بوده است.

آن‌ها که به لحاظ ظاهر و اعتقادات سنخیتی با ما ندارند، بیشتر مدافعان حرم را تکریم می‌کنند/این از معجزات مقاومت است

* تسنیم: پیش نیامده در رابطه با مدافعان حرم، انگیزه حضور در سوریه یا جانبازی در این راه حرفی از کسی بشنوید که شما را دل آزرده کند؟

ما معمولاً آدم‌های راحتی هستیم. خیلی از حرف دیگران ناراحت نمی‌شوم. اگر جوابی داشته باشم، می‌دهم و اگر جواب نداشته باشم چیزی نمی‌گویم. البته کسی هم چیزی به ما نگفته که ناراحت کننده باشد. اگر بخواهیم نموداری تشکیل دهیم از جنس کسانی که به ملاقات من آمده‌اند، از دو گروهی که یکی از نظر تیپ شبیه ما هستند و کسانی که از نظر ظاهر، اعتقاد و جناح‌بندی‌ها هیچ سنخیتی با ما ندارند، بیشتر ملاقات‌کننده‌ها کسانی بودند که سنخیتی با ما نداشتند. آنها بیشتر تکریم کردند و این هم از معجزات مقاومت است و به شخص مربوط نمی‌شود. اگر امروز روی این تخت یک نفر دیگر با هر اسم دیگر و هر شکل ظاهری دیگری هم بود باز این مردم تکریم می‌کردند.

قبل و بعد از سوریه رفتنم شبهات در مورد مدافعان حرم را پاسخگو بوده‌ام/اگر حرف از سر عناد نباشد، یک جواب منطقی کافیست

* تسنیم: این شایعات مبنی بر پول گرفتن مدافعان را نشنیده‌اید؟

چرا؛ قبل از اینکه به سوریه بروم هم از این حرف‌هایی که می‌گفتند به مدافعان حرم پول می‌دهند، می‌شنیدم. قبل از اینکه برویم برای رفع این شبهات تلاش می‌کردیم. دستمان که به جبهه نمی‌رسید، این حرف‌ها را که می‌‌شنیدیم، صحبت می‌کردم و حرف زده و سعی در رفع شبهه داشتم. الان هم همان فضا است. بعضی وقت‌ها گروه‌های دانش آموزی که برای عیادت من می‌آیند، من از چهره‌ها می‌فهمم که می‌خواهند سوال بپرسند و گاهی حیا می‌کنند و ابتدا چیزی نمی‌پرسند. بعد به اصرار خودم سوال می‌کنند. می‌گویند ما خودمان قبول نداریم ولی شنیده‌ایم که این حرف‌ها پشت سر مدافعان حرم هست. در جواب این‌ها توضیحاتی دارم و همواره با مثال‌ها آن‌ها را قانع می‌کنم. مشخص است که این موضوعات شبهه است و در جواب شبهه یک جواب منطقی کافی است. اگر حرف از سر عناد نباشد، یک جواب منطقی کافیست. از این حرف‌ها همیشه وجود دارد.

رسانه‌ای شدنم را مدیون عکسی هستم که در دیدار با حضرت آقا از من گرفتند/خوشحالم وامدار کسی هستم که ارزش وام گرفتن را دارد

* تسنیم: فکر می‌کنم بیشتر مردم شما را از طریق عکستان که در دیدار با رهبری در فروردین ماه امسال و در جمع مداحان اهل بیت(ع) منتشر شد، شناختند. از آن دیدار بگویید.

خوب است که اگر آدم وامدار می‌شود. وامدار کسی شود که ارزشش را داشته باشد. خدا را شکر که در این زمینه وامدار کسی هستم که حاضرم تمام زندگی خود را برای او بدهم. حاضرم پدر و مادر و همه عزیزانم را برای یک لبخندش فدا کنم. من شاید رسانه‌ای شدنم را مدیون عکسی هستم که در دیدار با حضرت اقا از من گرفتند و یکی از افتخاراتم دیدار چهره به چهره با حضرت آقاست. خدا شاهد است که هنوز گرمای بوسه‌های ایشان را احساس می‌کنم. کافیست که فقط سطحی به آن فکر کنم، هنوز حسش می‌کنم. از اینکه واسطه آشنایی من برای بعضی از رسانه‌ها، رسانه منسوب به ایشان بود هم افتخار می‌کنم. خوشحالم وامدار کسی هستم که ارزش وام گرفتن را دارد.

روایت دیدار با آقا: آن روز سه بار ایشان را صدا زدم و می‌گفتم یک چیزی یادم آمده، هر بار با حوصله بازگشتند

* تسنیم: آن روز چه صحبت‌هایی با آقا داشتید؟

من آن روز آقا را خیلی اذیت کردم، خداحافظی می‌کردند اما من باز حرفم را به یاد می‌آوردم و ایشان را معطل می‌کردم. آقا بسیار لطف داشتند و محبت کردند. چهره آقا روز عید بسیار بشاش بود. اما زمانی که سردار جباری من و امیرحسین را معرفی کرد که این‌ها از جانبازان مدافع حرم هستند، یکدفعه انگار گل از گل آقا شکفت. خیلی با انرژی و محبت و صمیمیت با ما برخورد می‌کردند. خیلی با حوصله بودند. آن روز سه بار ایشان را صدا زدم و می‌گفتم یک چیزی یادم آمده. هر بار با حوصله برای شنیدن حرف‌های من بازگشتند.
بار آخر من قاب عکسم را دادم خدمت حضرت آقا و گفتم: «آقا یک چیزی برای ما می‌نویسید؟» گفتند: «حتما چرا ننویسم.» گفتند: «اینجا بنویسم.» گفتم: «هر جا که صلاح می‌دانید.» گفتند: «برویم آن طرف بنویسم.» من خوشحال شدم و گفتم باز هم باآقاییم. یکدفعه یک نگاهی به ویلچر من کردند و گفتند: «البته شما سختتان است که بیایید. من می‌نویسم و می‌دهم برایتان بیاورند.» من آنجا یک نکته‌ای را خدمت ایشان عرض کردم. بیشتر دلم می‌خواست اسمم ذهن حضرت آقا بماند. به ایشان گفتم: «آقا اسم من حبیب است اسم رفیقم محمد است اگر خواستید بنویسید یادتان باشد.» آقا فرمودند: «چشم!» یک قدم که جلوتر رفتند من باز گفتم: «آقا یادتان نرود اسم من حبیب است اسم رفیقم محمد است.» آقا فرمودند: «چشم!» ایشان رفت جلوی در و داشتند بیرون می‌رفتند که من گفتم:«آقا جان یادتان نرود من حبیب الله هستم و رفیقم محمد است.» آقا خنده‌شان گرفت و گفتند:«چشم اجازه هست بروم.» گفتم: «بفرمایید.»

در مقام قیاس همیشه کفه ترازوی قاب عکسی که آقا روی آن تحریر فرمودند، سنگین تر است

وقتی تابلو را برای من آوردند شاید بتوانم بگویم از بین مادیاتی که در دنیا منسوب به آدم‌هاست، تقریبا هیچ چیزی به اندازه این تابلو برای من در زندگی ارزش نداشته و ندارد. واقعا چیزی است که می‌تواند انسان به آن فخر کند. ولیّ زمان قلم در دست بگیرد سلام به من و رفیق شهیدم بدهد و اسمم را بعد از گذشت حدود سی و هفت هشت روز یادش باشد. شنیده بودم که حضرت‌ آقا حافظه خوبی دارند ولی با آن مشغله‌ای که در آن چند دقیقه از آقا دیدم گفتم شاید یادشان نباشد. ولی وقتی تابلو را دیدم که هم اسم محمد را زدند و هم اسم حبیب‌الله را خیلی خوشحال شدم. فکر نمی کنم دیگر چیزی در این دنیا به من برسد که اینقدر برای من ارزش داشته باشد یعنی در مقام قیاس همیشه کفه ترازوی قاب عکسی که آقا روی آن تحریر فرمودند و سلام دادند، سنگین تر است.

جانبازان دفاع مقدس السابقون السابقون بودند/تصور فرهنگ جهاد را از جانبازان انقلاب و دفاع مقدس آموختیم

* تسنیم: از معاشرت با جانبازان دیگر مثل جانبازان دفاع مقدس بگویید؟ چقدر با آن‌ها رفت و آمد دارید؟

من هم یک جزء کوچکی از این خانواده جانبازان هستم. خیلی بد است که جانبازانی هنوز از زمان انقلاب هستند که خیلی مظلومند یا جانبازان دفاع مقدس که کسی سال تا سال به آن‌ها سر نمی‌زند و حالشان را نمی‌پرسد، هرچند که نوبت ما هم می‌رسد، ما هم خودمان را برای آن روز آماده کرده‌ایم که کسی نیاید و حالمان را بپرسد، ایرادی هم ندارد، زمانه همین است.

اما می‌توانم بگویم این جانبازان غریبند. آن‌ها السابقون السابقون بودند. برای ما شاید یک تصوری از فرهنگ جهاد و ایثار بالاخره ترسیم شد، اما این مسیر را چه‌کسی ترسیم کرد؟ کسی غیر از شهدا و جانبازان انقلاب؟ کسی غیر از شهدا و جانبازان دفاع مقدس؟ همه مدیون آن‌هاییم. آنها از ما جلوترند و ما فاصله زیادی با آنها داریم. اگر امروز من سرپا بودم حتماً می‌رفتم و به آنها سر می‌زدم. حتماً به دیدن برادر شهید رشوند می‌رفتم. شهید رشوند شهید مدافع حرم است. برادر او یک جانباز قطع نخاع است که شهید رشوند تا آخرین روز زندگی‌اش، افتخارش نگهداری از برادر جانبازش بود. در یک زیرزمین زندگی می‌کرد و خدمت برادر جانبازش را می‌کرد، این خیلی حرف است. عاقبت هم در سوریه شهید شد. امروز خدا لطفی کرده و بحث مدافعان حرم در جامعه مطرح شده است و به این خاطر مردم به ما محبت می‌کنند، اما اگر قرار باشد من در این راستا به کسی محبت کنم قطعاً سراغ جانبازان هشت سال دفاع می‌روم و دست و پای همه‌ آن‌ها را می‌بوسم. و معتقدم اگر امروز ما یک قدم کوچکی برداشته‌ایم خدمت آن‌ها درس پس داده‌ایم. این را خالصانه می‌گویم.





نوع مطلب : لبیک یازینب(س)(شهدای مدافع حرم)، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، جانبازان مدافع حرم، مدافعان حرم، 
برچسب ها : ماجرای نارنج‌های زینبیه و روضه‌خوانی‌‌ در حرم حضرت زینب(س)/تکریم همه اقشار به مدافعان حرم، از معجزات مقاومت است، جانبازان مدافع حرم، جانبازمدافع حرم حبیب عبداللهی، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، مدافعان حرم،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
مطالب اخیر
موضوعات
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

سفیران سلسله الذهب نیشابور

شکوه سرخ

هیئت رزمندگان اسلام نیشابور

موسسه قرآنی سلسله الذهب خراسان رضوی

شهدای گمنام نیشابور

مجمع حامیان ولایت نیشابور

 شاهدان سلسله الذهب نیشابور .شهدای مسجدجامع نیشابور

شهیداندرود

یاران عاشق . شهدای ینگجه سرولایت نیشابور

مدرسه عشق

شهدای اصناف وبازار یاران سلسله الذهب

سفیران نبی اکرم شهدای شهرک بهداری وفرهنگیان نیشابور

شهدای فدیشه نیشابور

شهدای بار

شهیدان خروین ( فرستادگان رضا )

ستارگان خاک باغشن

شهدای خرمبک

سردار شهید نورعلی شوشتری

سردار شهید عبدالحسین برونسی

سردار شهید محمد جواد مهدیان پور

سردار شهید علی دشتی

سردار شهید علی اکبر بشنیجی

سردار شهید محمد علی قدمیاری

سردار شهید کریم اندرابی

سردار شهید حسین دهنوی

سردار شهید محمد حصاری

سردار شهید عباس یوسفی

سردار شهید احمدرضا رحمتی

سردار شهید سید احمد عابدی

سردار شهید سید قاسم موسوی

سردار شهید ابراهیم رودیان

سردار شهید محسن قاضی

سردار شهید عباس خواجه بچه

سردار شهید محمد ابراهیم دامنجانی

سردار شهید سید محمود حسینی ادیب

سردار شهید محمد علی فخریان

سردار شهید همتی

سردار شهید عباسعلی دهنوی

سردار شهید علی اصغر اسدی

سردار شهید علی صادقی

سردار شهید غلامرضا باخدا

سردار شهید رمضانعلی پیرانی

سردار شهید ابوالفضل غفورزاده

سردار شهید حسن فیوجی مقدم

سردار شهید قربانعلی سرچاهی

سردارشهید سیداسماعیل حسینی ثانی

سردار شهید محمد صادق قدسی

سردار شهید احمد ترشیزی

سردار شهید مصطفی مشکیان

  امیر خلبان شهید عزیز الله جعفری

www.rovzane.com
سایت رسمی سربازان اسلام; www.sarbazaneislam.com
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic