سفیران سلسله الذهب نیشابور
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. بشروطها و انا من شروطها.
چرا حمله به ایران ناممکن است؟

سایت آمریکایی "نشنال‌ اینترست" در تحلیلی به بررسی دلایل جغرافیایی ناممکن‌بودن حمله آمریکا به ایران پرداخته است.

«یک بار دیگر جغرافیا به‌نفع ایران کار می‌کند، زیرا تمامی شهرهای اصلی ایران در شمال این کشور واقع شده‌اند و دسترسی به آنها در بهترین شرایط چالشی پرمشقت خواهد بود».

اینها جملات آغازین مقاله‌ای در سایت خبری ــ تحلیلی «نشنال‌اینترست» است که در آن به بررسی دلایل ناتوانی آمریکایی‌ها برای حمله به ایران، علی‌رغم لفاظی‌های مقام‌های این کشور پرداخته است.

نشنال‌اینترست نوشته است: «برای مبتدی‌ها نفوذ به این زمین با نیروی تهاجمی زیاد چالش‌انگیز خواهد بود. مهم‌تر از آن، ایران کشوری عظیم است. همان‌طور که اندیشکده استراتفور خاطرنشان می‌کند "ایران هفدهمین کشور بزرگ دنیا است و 1684000 کیلومترمربع مساحت دارد، این به‌معنای آن است که ایران از مجموع سرزمین‌های فرانسه، آلمان، هلند، بلژیک، اسپانیا و پرتغال بزرگ‌تر است».

تهدیدها علیه ایران مختص دوران ترامپ نیست؛ «باراک اوباما»، رئیس‌جمهور سابق آمریکا از زمان روی کار آمدن در سال 2009 بارها گفت آماده است با حمله هوایی به ایران از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای جلوگیری کند.

اما در تحلیل نشنال‌اینترست خاطرنشان شده که حملات هوایی هماهنگ علیه تأسیسات هسته‌ای ایران تنها توانایی این کشور برای بازسازی «زرادخانه هسته‌ای» خود را تا چند سال به‌تأخیر می‌اندازد، ضمن آنکه چنین حمله‌ای به‌دلیل آنکه فروپاشی نظام تحریم‌ها و سرازیر شدن منابع ثروت به‌سمت ایران را به‌همراه خواهد داشت، تهران حرکت خود را به‌سمت بازسازی برنامه هسته‌ای تسریع خواهد کرد.

مطابق این تحلیل، تنها اقدام نظامی که واقعاً بتواند برنامه هسته‌ای ایران را مختل کند این است که ایالات متحده به ایران حمله و آن را اشغال کند، اما «علی‌رغم حمایت گسترده در آمریکا برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، این گزینه تقریباً هیچ‌گاه توسط هیچ ناظر جدی پیشنهاد نمی‌شود».

به‌نوشته نشنال‌اینترست، این موضوع تا اندازه‌ای ناشی از خستگی آمریکا از جنگ‌های عراق و افغانستان است، اما در یک سطح عمیق‌تر، «ارتش آمریکا قادر به شکست سریع و کم‌هزینه ایران، همانند کاری که در عراق و افغانستان کرد، نخواهد بود. در واقع تهران قادر خواهد بود حتی قبل از آغاز عملیات دشوار اشغال‌گری، هزینه‌های هنگفتی به ارتش آمریکا تحمیل کند».

در ادامه این گزارش آمده است: «توانایی ایران برای دفاع از خودش در برابر حمله آمریکا از جغرافیای نیرومندش آغاز می‌شود. همان‌طور که استراتفور ــ یک شرکت خصوصی اطلاعاتی ــ توضیح داده "ایران مانند یک دژ محکم است و فتح آن به‌دلیل آن‌که گرداگردش را از سه جهت کوه و از جهت چهارم اقیانوس فراگرفته و در مرکزش زمین بایر قرار دارد، دشوار است"».

نشنال‌اینترست نوشته، با آنکه «قدرت متوقف‌کننده آب» باعث شده حمله زمینی برای طرف‌های مهاجم ارجح باشد، سن تسلیحات نقطه‌زن باعث شده حمله‌های آبی ــ خاکی به‌شدت چالش‌انگیز باشند.

این نشریه در ادامه خاطرنشان کرده، «به این سبب، ایالات متحده ترجیح می‌دهد همانند کاری که در حمله 2003 به عراق انجام داد به ایران هم از طریق یکی از مرزهای زمینی‌اش حمله کند. متأسفانه، گزینه‌های محدودی در این زمینه وجود دارند. در نگاه اول، با توجه به آنکه ارتش آمریکا در افغانستان نیروی نظامی مستقر دارد، آغاز حمله از غرب این کشور ممکن‌ترین مسیر به‌نظر می‌رسد، افسوس که این مورد، اصلاً جزو گزینه‌ها نیست.

بحث را از اینجا آغاز کنیم که از نقطه نظر راهبردی تشکیل نیروی تهاجمی عظیم در غرب افغانستان کابوس خواهد بود، به‌خصوص الآن که رابطه آمریکا با روسیه تا این حد پرتنش شده است. موضوع مهم‌تر اما جغرافیای این منطقه مرزی است؛ اولاً چند رشته‌‌کوه‌ نسبتاً کوچک در طول منطقه مرزی قرار دارند؛ هراسناک‌تر آنکه عبور از مرز افغانستان به اکثر شهرهای ایران مستلزم گذر از دو منطقه بزرگ بیابانی یعنی دشت لوت و دشت کویر خواهد بود.

به گزارش تسنیم به نقل از نشنال اینترست، دشت کویر، به‌ویژه هراس‌‌آور است، چون کویرهای آن مشابه شن روان هستند، چنان‌که استراتفور خاطرنشان می‌کند: "دشت کویر شامل یک لایه نمک است که روی تل انبوهی از گل را پوشانده و با عبور از لایه نمک، غرق شدن در گل‌ولای طول چندانی نمی‌کشد. اینجا یکی از دهشتناک‌ترین مناطق روی زمین است."، این موضوع به‌شدت توانایی آمریکا برای استفاده از هر گونه پیاده‌نظام ماشینی و احتمالاً موتوری برای حمله را محدود می‌کند.

مرزهای غربی ایران هم خیلی بیش از این مهمان‌نواز نیستند. در حالی که شمال غربی ایران هم‌مرز ترکیه ــ متحد آمریکا و عضو ناتو ــ است، آنکارا به ایالات متحده اجازه استفاده از خاکش برای حمله به عراق را نداد. صرف‌نظر از این، رشته‌کوه‌های زاگرس که مرز میان ایران و ترکیه و بخش‌های زیادی از عراق را مشخص می‌کنند باعث خواهند شد حمله عظیم از این مسیر به‌ویژه دشوار شود.

تنها استثنا در مرزهای غربی ایران، جنوبی‌ترین بخش آن است که رودخانه‌های دجله و فرات به هم تلاقی می‌کنند تا آبراه شط‌العرب را ایجاد کنند. اینجا، مسیری بود که صدام حسین در دهه 1980 از آن برای حمله به ایران استفاده کرد. متأسفانه، همان‌طور که صدام کشف کرد، این منطقه لجن‌زار است و دفاع از آن ساده است. علاوه بر این، مدت نه‌چندان زیادی بعد از ورود به مرز ایران، نیروهای مهاجم وارد کوه‌های زاگرس خواهند شد. با وجود این، این ناحیه از دیرباز یکی از نقاط آسیب‌پذیر ایران است و این یکی از دلایل تلاش ایران برای نفوذ بر شیعیان عراق و دولت عراق است. موضوع اسف‌بار برای تمامی رؤسای جمهور آمریکایی که قصد حمله به ایران دارند این است که تهران در این موضوع موفق شده و توانسته احتمال استفاده آمریکا از این منطقه به‌عنوان پایگاهی برای حمله به ایران را از بین ببرد».

پس، ایالات متحده مجبور خواهد بود از خط ساحلی جنوبی ایران که تقریباً 800 مایل در کناره دو پهنه آبی خلیج فارس و خلیج عمان امتداد یافته است. ایران، بخش زیادی از یک ربع قرن را صرف آماده شدن برای چنین رویدادی کرده است. این کشور به‌طور خاص، با استفاده از انبوه موشک‌های نقطه‌زن و غیرهوشمند، قایق‌های انبوه، پهپادها، زیردریایی‌ها و مین‌های دریایی تمرکزش را صرف اکتساب توانمندی‌هایی برای اجرای راهبردهای سلب دسترسی و منع منطقه‌ای آمریکا به این منطقه کرده است».




نوع مطلب : خبر، 
برچسب ها : چرا حمله به ایران ناممکن است؟،
لینک های مرتبط :


فرمانده هوانیروز؛

قدرتمندترین ناوگان بالگردی خاورمیانه را داریم

فرمانده هوانیروز با بیان اینکه ما قدرتمندترین ناوگان بالگردی خاورمیانه را در اختیار داریم، گفت: تمام بالگردهای هوانیروز به دست جوانان غیور این کشور آماده می‌شود.

بالگرد قدرتمندترین ناوگان بالگردی خاورمیانه را داریم
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0%

به گزارش سرویس سیاسی جام نیـوز، امیر خلبان یوسف قربانی فرمانده هوانیروز ارتش، پیش از خطبه‌های نمازجمعه امروز(5 مرداد) در سخنانی به مناسبت سالروز عملیات مرصاد گفت: هوانیروز به عنوان یک نیروی واکنش سریع نیروی زمینی ارتش، از بدو انقلاب در رکاب ولایت بوده است. در غائله‌هایی چون کردستان و خوزستان نوک پیکان دفاع از انقلاب بوده و در هشت سال دفاع مقدس بالغ بر 500 هزار ساعت پرواز عملیاتی انجام داد که در دنیا بی‌سابقه است و شهدا و جانبازان زیادی تقدیم نظام کرد.


وی با اشاره به عملیات مرصاد به عنوان آخرین عملیات دفاع مقدس اظهار داشت: هوانیروز توانست در پشتیبانی از سایر نیروها و با همراهی مردم غیور کرمانشاه، پوزه منافقین را به خاک بمالد.
قربانی با بیان اینکه منافقین خود را مدافع خلق می‌دانستند، تصریح کرد: با این حال، در بیمارستان اسلام‌آباد، مردم بی‌گناه را به آتش کشیدند و حتی کسانی که با نظام مخالف بودند از حرکت آن‌ها اعلام انزجار کردند.

فرمانده هوانیروز ارتش با اشاره به عدم پایبندی رژیم بعث به قطع‌نامه 598 اظهار داشت: رژیم بعث، منافقین را که دستمال دست آن‌ها شده بود، در عملیات مرصاد به کار گرفت و شاهد این بودیم که با وحدت مردم و نیروهای مسلح که سپاه، ارتش و بسیج همه متحد شدند، منافقین شکست خوردند.
وی ادامه داد: مردم کرمانشاه با چنگ و دندان و با چوب‌دستی منافقین را تار و مار کردند. آن‌ها خیال کردند مردم بعد از هشت سال جنگ، از ولایت دست کشیده‌اند، در حالی که منافقین فکر هوانیروز و مردم غیور کرمانشاه را نکرده بودند.

قربانی یاد شهید صیاد شیرازی به عنوان فرمانده عملیات مرصاد را گرامی داشت و در ادامه گفت: هوانیروز با 425 ساعت پرواز و 3380 نفر عملیات هلی‌برن، توانست گورستانی برای منافقین درست کند به طوری که بعد از سال 67 تا کنون نتوانستند هیچ نفسی بکشند تا اینکه جدیدا در دامن ترامپ دیوانه افتاده‌اند و می‌‌خواهد خیانت دیگری بکنند، ولی باز هم نمی‌توانند هیچ غلطی بکنند و گورستانی دیگر برای آن‌ها رقم خواهد خورد.

وی با بیان اینکه امروز هوانیروز در جایگاه ویژه قرار دارد، تصریح کرد: مطیع امرو ولایت و ولایی بودن، اساس کار ماست.

فرمانده هوانیروز ارتش با یادآوری دیدار امرای ارتش با رهبر انقلاب در جریان زلزله کرمانشاه گفت: رهبر معظّم انقلاب دوبار فرمودند هوانیروز خیلی مهم است. امیر ولایتمدار ارتش امیر موسوی هم گفتند که هوانیروز می‌تواند برای نظام آبرو کسب کند.

قربانی ادامه داد: ما امروز داریم این کار را انجام می‌دهیم و در زلزله کرمانشاه، به عنوان اورژانس هوایی در کمترین زمان پیاده شدیم و در کنار مردم بودیم و هر پنج دقیقه یک بالگرد را بلند کردیم.

وی با بیان اینکه هوانیروز در رکاب ولایت آماده هر جانفشانی است، تصریح کرد: هوانیروز ما، قدرتمندترین ناوگان بالگردی خاورمیانه است. تمام بالگردهای هوانیروز به دست جوانان غیور این کشور آماده می‌شود و این همان کاری است که راهبرد ما است؛ یعنی «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم». این راهبرد سیاسی ماست و آماده برای هر عملیاتی هستیم.

فرمانده هوانیروز ارتش با بیان اینکه دشمنان برای ما نقشه می‌کشند و ما شب، برای آنها بازی جنگ انجام می‌دهیم، افزود: دشمن تهدید می‌کند و ما برای آن‌ها بازی جنگ انجام می‌دهیم و نمی‌دانند ما داریم چکار می‌کنیم.

به گزارش فارس، سرتیب قربانی تصریح کرد: امروز هوانیروز، بازوی قدرتمند نظام است و هر دشمنی با چشم چپ به کشور عزیز ایران نگاه کند، ما آماده‌ایم در رکاب ولایت از جان خود مایه بگذاریم.

وی ادامه داد: امروز در بخش اورژانس، 17 استان کشور را پتشبانی می‌کنیم و در حوادث، اولین یگانی که وارد می‌شود، هوانیروز ارتش است.

فرمانده هوانیروز ارتش در پایان این شعر را به رهبر انقلاب تقدیم کرد:

همان جان شیرین همه بذل تو

جوانان ایران ابوالفضل تو

به ایران چو دست تطاول برند

تل‌آویو و حیفا که خاکسترند





نوع مطلب : خبر، 
برچسب ها : قدرتمندترین ناوگان بالگردی خاورمیانه را داریم،
لینک های مرتبط :


آیت‌الله علم‌الهدی؛

دشمنان ما چون خدا ندارند، در هر قدمی شکست می‌خورند

چهل سال است دنیای استکبار به دنبال براندازی است و در هر عرصه‌ای وارد می‌شوند، با شکست فاحش روبه‌رو می‌شود و این در حالی است که آنها از نظر تجهیزات با ما قابل مقایسه نیستند.

 امام جمعه مشهد تاکید کرد: چهل سال است دنیای استکبار به دنبال براندازی است و در هر عرصه‌ای وارد می‌شوند، با شکست فاحش روبه‌رو می‌شود و این در حالی است که آنها از نظر تجهیزات با ما قابل مقایسه نیستند. چون ما خدا داریم و دشمنان ما خدا ندارند، آنها در هر قدمی شکست می‌خورند و در برابر در هر حرکتی بینی‌شان به خاک مالیده می‌شود.

حجت‌الاسلام سید احمد علم‌الهدی ظهر امروز در خطبه‌های نماز جمعه این هفته مشهد با اشاره به سالروز برگزاری نماز جمعه در سال ۵۸ گفت: نمازجمعه مشهد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هم برگزار می‌شد. نمازجمعه نقش موثری در انقلاب و نظام جمهوری اسلامی داشته است. این برنامه توسط امام بزرگوار قهرمان‌پرور ما به عنوان یک فریضه پایه‌گذاری شد.

نمازجمعه مردم را به نظام متصل کرد
وی با بیان اینکه نمازجمعه مردم را به نظام متصل کرد و نظام را با صبغه دینی در ذهن مردم جا داد و این شد جزو دین مردم، اظهار داشت: وقتی نظام مردم جزو دین مردم شد، مردم تا پای این نظام تا الان ایستادند و پای این انقلاب با وجود همه توطئه ایستاده‌اند.
این عضو مجلس خبرنگان رهبری ادامه داد: مردم با حضور نماز جمعه بالاترین فضیلت و عبادات را در کنار تکالیف خودشان انجام می‌دهند.

بیان مسائل مردم، دولت‌ستیزی و جناح‌‌‌گرایی نیست
علم‌الهدی با بیان اینکه خطیبی که در نمازجمعه خطبه می‌خواند وظیفه دارد مسائل روز را بیان کند و درد دل مردم را مطرح کند، تصریح کرد: بیان مسائل مردم، دولت‌ستیزی و جناح‌‌‌گرایی نیست. مشکلی که در ایران وجود دارد، چون افراد وظایف شرعی خود را انجام می‌دهد، چون به مذاق عده‌ای خوش نمی‌آید، شروع به تخریب کردن می‌شود.

وی افزود: شش فقیه شورای نگهبان توسط رهبری انتخاب می‌شود ولی اگر این افراد تصمیمی بگیرند، به آنها اهانت می‌‌‌شود و متهم به جناح‌گرایی می‌شوند. این مسئله در مورد خطبای نمازجمعه هم صدق می‌کند. اگر فردی پای درد دل مردم قرار بگیرد و مشکلات آن را بگوید، متهم می‌شود. اگر در این مسئله جناح‌گیری صورت بگیرد، این عبادت تبدیل به فسوق می‌شود و آن نماز باطل می‌شود.

مشکل عمده امروز مردم اقتصادی است
خطیب نماز جمعه این هفته مشهد با بیان اینکه اگر نمازجمعه و خطبه‌ها با حب و بغض جناح‌گرایی و مطامع نفسانی باشد با نماز جور درنمی‌آید، خاطرنشان کرد: این تحلیل‌ها نابکارانه و مغرضانه است. اگر حرف خطیبی با گروهی جور نمی‌آید به او اهانت می‌کنند یا آنکه حرف‌هایشان را تقطیع می‌کنند و سپس تهمت کرده و تخریب می‌کنند.
علم‌الهدی با بیان اینکه خطیب باید مشکل مردم را بگوید، ابراز داشت: مشکل عمده امروز مردم اقتصادی است. این نه توهین و نه اهانت به دولت است و این دولت‌ستیزی نیست. مردم از نظر اقتصادی در فشار هستند. پول افراد به عنوان حقوق یا درآمد ناشی از کاسبی، نماینده سبد کالا است و فرد براساس آن می‌خواهد زندگی خود را تنظیم کند. اگر محور این سبد طلا و ارز باشد مسلمان چطور زندگی‌اش را تنظیم کند.

اگر زمانی ارز و طلا محور سبد کالا شد، این مسئله موجب اسقاط آن جامعه می‌شود
وی اضافه کرد: اگر زمانی ارز و طلا محور سبد کالا شد، این مسئله موجب اسقاط آن جامعه می‌شود. مسئولان باید مردم را از این مشکل نجات بدهند.

نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی با تاکید بر اینکه به پاس دینداری ش‌ما دنیای کفر با شما دشمن است، بیان کرد: چهل است دنیای استکبار به دنبال براندازی است و در هر عرصه‌ای وارد می‌شوند، با شکست فاحش روبه‌رو می‌شود و این در حالی است که آنها از نظر تجهیزات با ما قابل مقایسه نیستند. چون ما خدا داریم و دشمنان ما خدا ندارند، آنها در هر قدمی شکست می‌خورند و در برابر در هر حرکتی بینی‌شان به خاک مالیده می‌شود.

عربستان به امریکا اعلام کرد اگر بنا شد تنگه هرمز توسط ایران بسته شود، قطحی نفت دنیا را فرامی‌گیرد
علم‌الهدی با اشاره به سخن رئیس‌جمهور درخصوص تنگه هرمز یادآور شد: رئیس‌جمهور گفتند اگر قرار شد نفت ما صادر نشود، یک قطره نفت هم به آنسو نخواهد رفت و رهبری هم فرمودند که این فرمایش رئیس‌جمهور سیاست نظام است. امریکا در برابر این کلام خواست ما را تهدید کند. رئیس‌جمهورشان گفت از ده‌جای دیگر نفت ارسال می‌‌‌شود. در برابر تنگه هرمز تنگه باب المندب است. یک گزینه‌شان این بود که نفت‌شان را از باب المندب عبور دهند. با قهرمانی مردم فداکار در یمن و زدن یک ناوچه نفتی، عربستان اعلام کرد کشتی نفت خود را از باب‌‌المندب و دریای سرخ عبور نمی‌دهد.


به گزارش ایلنا، وی با بیان اینکه عربستان سعودی مزدور امریکا به این کشور اعلام کرد اگر بنا شد تنگه هرمز توسط ایران بسته شود، قطحی نفت دنیا را فرامی‌گیرد و دنیا دچار قطحی نفت می‌شود، عنوان کرد: این پیروزی اخیر ماست. با دشمنان برخورد شد. این نتیجه اجر شما مردمی است که در مقابل دشمن خدا ایستاده‌اید و خدا شما را این گونه یاری می‌کنید. چهل است در مقابل دشمن ایستاده‌ایم و دشمن هر قدمی برمی‌دارد با خزلان و شکست و افتضاح عظیم روبه‌رو می‌شود.



نوع مطلب : خبر، 
برچسب ها : دشمنان ما چون خدا ندارند، در هر قدمی شکست می‌خورند،
لینک های مرتبط :


نوجوان مومن وانقلابی

گفتگوی نو+جوان با «نفیسه» دختر شهید مدافع حرم مرتضی عطایی

نفس بابا

قرارمان شد جمعه. یک جمعه داغ وسط تیر ماه مشهد. «نفیسه عطایی» دختر خندانی که عکس‌هایش را در جستجوی اینترنتی دیده بودم، در را باز کرد. لبخندش از حلقه روسری شکوفه‌دار بیرون زد. تعارف‌مان‌ کرد. از در راهرویی رد شدیم که یک طرف دیوارش را کمد یادگاری‌های «بابا مرتضی» پر کرده بود. مثل این کمد را در منزل شهدای دیگر هم دیده بودم. بهانه‎ صحبت‌مان روز دختر بود. دخترهایی که بابایی‌اند. دخترهایی که خوب یاد گرفته‌اند بدون حضور فیزیکی بابا برایش ناز کنند، شیرین‌زبانی کنند، خوشحالش کنند، ناراحتی‌شان را به او بگویند و دنیای دخترانه‌شان را با عطر و بوی پدر پر کنند. 
نفیسه از خنده‎ها و غصه‌هایش گفت. از خونسردی‌اش که به بابا مرتضی رفته. از موتور‌سواری‌هایش با بابا مرتضی، از عروسک‌هایی که همه اتاقش را پر کرده بوده و از علی، برادرش. نفیسه صبور است، جوری که سنگ صبور دختران شهدای دیگر هم شده است. قبل از اینکه خودش دختر شهید شود هم همراه بابا مرتضی و مامان مریم و علی، با دست پر به منزل شهدای مدافع حرم می‌رفتند و حرف‌ها و درد دل‌هایشان را می‌شنیدند.نفیسه می‌خندد، حتی وقتی بغض می‌کند اول ردیف دندان‌هایش دیده می‌شود. من مدام قاب لبخند «شهید مرتضی عطایی» را که پشت سر نفیسه بود با لبخند نفیسه مقایسه می‌کردم. نفیسه راست می‌گوید: «من به بابا مرتضی رفته‌ام!».
 
 

عروسک

- نفس بابا که میگن شمایی؟
- (می‌خندد) بله. نفس بابا.سیندرلای بابا.
- چرا سیندرلا؟!
- (می‌خندد) نمی‌دونم. اسمی بود که بابا روی من گذاشته بود.
- چند سال گذشته از آخرین باری که بابا رو دیدی؟
- دو سال شده که شهید شدند. چند هفته قبل از شهادت دیدمشون که رفتند سوریه.
- تلفنی صحبت می‌کردین؟
- آره. سخت بود ولی. ما که نمی‌تونستیم زنگ بزنیم. بابا خودش هر چند روز یک بار زنگ می‌زد. کوتاه صحبت می‌کرد. در همین حد که خبر سلامتیش رو بدونیم.
- با همه صحبت می‎کرد؟
- آره. بار آخری به من گفت: «نفیسه خیلی بدی. چرا دیر به دیر با من صحبت می‌کنی؟». وقتی شهید شد خیلی حسرت خوردم که چرا بیشتر باهاش صحبت نکردم. البته خب امکانش هم نبود ...
- روز دختر حال و هواتون چطور بود؟
- اوه ... خیلی خوش می‌گذشت.
- چند سالیه که روز دختر رو جشن می‌گیرن.
- آره. ولی بابا قبل از اون هم همیشه برای من کادو می‌گرفت.
- چند تا کادو گرفتی؟
- خیلی. بابا خیلی اهل خرید کردن و کادو گرفتن بود. روز دختر، روز تولدم، عیدها ...
- تولد حضرت زهرا چی؟
- نه. اون دیگه مخصوص مامان بود.
- چیا کادوگرفتی؟- عروسک ... تا دلتون بخواد. کوتاه و بلند. رنگ و وارنگ. مامان میگه برای سیسمونی من لازم نیست عروسک بخریم ...

بابا خیلی اهل خرید کردن و کادو گرفتن بود. روز دختر، روز تولدم، عیدها ...


کنکور

- کلاس چندمی نفیسه؟
- پیش‌دانشگاهی.
- رشته؟
- تجربی.
- پس می‌خوای دکتر بشی.
- نه. خیلی فکر نمی‌کنم بهش.
- بابا چی دوست داشت؟
- اصراری نداشت که چه کاره بشم. ولی خیلی به درس‌مون اهمیت می‌داد. از همون اول گشت دنبال بهترین مدرسه. با این که پولش زیاد می‌شد اما اسم ما رو توی مدرسه غیرانتفاعی نوشت. کلاس تقویتی و این چیزها هم اسم‌نویسی کردیم. کلا درسخون بودن ما رو خیلی دوست داشت.
- کنکور داری دیگه؟
- آره.
- تو مدرسه چه جوری می‌گذره؟
- الان که بحث کنکور و ایناس. صحبت سهمیه‌های کنکور هم داغه. به منم کنایه می‌زنن که: «تو که خیالت راحته! سهمیه داری!» حتی قبل از شهادت بابا مرتضی هم همین حرف‌ها بود که: «خوش به حال تو! زحمتی نداری برای کنکور و سهمیه داری».- ناراحت می‌شی؟
- آره. ولی چیزی نمی‌گم. باهاشون کَل‌کَل نمی‌کنم. فقط یک بار گفتم: انگشت‌تون رو قطع کنید و بندازید دور، عوضش سهمیه بگیرین ...
- خب؟
- هیچی! فایده نداره. این حرف‌ها همیشه بوده. سعی می‌کنم خونسرد باشم.

اصراری نداشت که چه کاره بشم. ولی خیلی به درس‌مون اهمیت می‌داد.


سرویس طلا

- با کدوم دختر شهید بیشتر دوستی؟
- با زینب. زینب شهید محرابی. هر جا باشیم ما دو تا با همیم. خیلی با من جوره.
- همسن هستین؟
- نه. زینب دو سه سالی کوچکتر از منه. ولی ماشاء الله قد و قواره‌اش از من هم درشت‌تره. بعضی‌ها فکر می‌کنند اون بزرگتره!
- با زینب چیا می‌گین؟
- از باباهامون که خیلی حرف می‌زنیم. بابای زینب بعد از بابا مرتضی شهید شد. زینب خیلی دلتنگی می‌کرد. همه‌اش می‌گفت: «تو چرا این قدر آرومی؟ چطور خودت رو آروم می‌کنی؟» می‌گفتم: به راهی که بابام رفته، به حضرت زینب، به مقامی که الان داره، به خاطره‌هاش فکر می‌کنم و این جوری خودم رو آروم می‌کنم.
- کدوم کادوی بابا رو بیشتر دوست داری؟
- برای تولد 15 سالگی‌ام یک سرویس طلا خرید. خیلی دوستش دارم.
- خودش خرید؟
- آره. چند روز با موتور رفتیم بازار طلا. کلی مغازه رفتیم ولی چیزی که پسند هر دومون باشه ندیدیم. آخرش یک روز بابا مرتضی با ذوق و شوق اومد و گفت: «نفیسه! امروز با موتور از خیابون ابوطالب رد می‌شدم، چند مغازه طلافروشی بود. حاضر شو با هم بریم اونجا رو هم ببینیم».
 - چه حوصله‌ای داشتند!
- آره! اصلا خرید کردن با بابا، مامان رو کلافه می‌کرد. این قدر که می‌گشتن تا اون چیزی رو که می‌خوان پیدا کنن.
- رفتین اونجا طلا خریدین؟
- آره. یک سرویس طلای سفید پسندیدم. بابا ولی می‌گفت: «سفید نه. طلا باید زرد باشه». آخرش هم همون رو دادیم زرد کردند.
- این جوری نظر هر دو تأمین شد.
- آره.

اصلا خرید کردن با بابا، مامان رو کلافه می‌کرد. این قدر که می‌گشتن تا اون چیزی رو که می‌خوان پیدا کنن


بوی پیراهن بابا

- نفیسه! این کمد برای چیه؟
- یادگاری‌های باباست همه‌اش. لباس‌ها، کفش‌های خونی موقع شهادت، دست‌نوشته‌ها، ساعت و انگشتر و چفیه‌ها و همه رو گذاشتیم اینجا.
- چرا درش رو با روبان بستین؟
- تازه این قفل و زنجیر داشته. بس که هر کی می‌اومد می‌خواست یک یادگاری از بابا مرتضی برداره. خیلی از وسایل این جوری رفت. الان ولی دیگه اجازه نمی‌دیم کسی چیزی برداره.
- حس و حالت با کمد چه جوریه؟ خیلی می‌ری سر کمد؟ باز و بسته‌اش می‌کنی؟
- نه.
- نه! چرا؟!
- می‌خوام بوی بابا توش بمونه. اوایل که اصلاً دوست نداشتم باز و بسته‌اش کنند. لباس‌ها و وسایل بوی بابا رو می‌داد ... الان کمتر شده.
- یک کم به هم ریخته است.
- (می‌خندد) از دست علی. این قدر این لباس‌ها رو بر‌می‌داره و می‌پوشه که خدا می‌دونه. هر چه هم مرتب کنیم فایده نداره.
- با علی سر این یادگاری‌ها دعواتون نمیشه؟
- خیلی. اون همه رو برای خودش می‌خواد. البته منم یک یادگاری عزیز دارم.
- کدومه؟
- این انگشتر. مال بابا مرتضاست. سردار سلیمانی به بابا دادن.
- فقط برات بزرگه!
- آره خب. می‎خوام بدمش برام گردنبندش کنن.
- علی چیزی نمی‌گه؟
- نه. اون خودش یک انگشتر دیگه از یادگاری‌های بابا برداشت.
- پس مساوی هستین؟
- نه. (می‌خندد) علی انگشترش رو هدیه کرد به یک نفر دیگه.
- ‌می‌شه بریم اتاقت رو ببینیم؟
- من اینجا اتاق ندارم. خونه قبلی‌مون سه اتاقه بود. ولی مجبور بودیم بیاییم اینجا که یک اتاق کوچیک داره.
- پس خونه‌ای که بابا مرتضی توش بود اینجا نیست؟
- نه (بغض می‌کند‌).
- اونجا اتاق داشتی؟
- آره. اتاق من بعد از شهادت بابا مرتضی بوی معراج شهدا رو می‌داد.
- بوی بابا؟
- نه فقط بوی بابا. بوی معراج. معراج شهدا بوی خاصی داره. این رو همه خانواده شهدا حس می‌کنن. هر کس می‌آمد اتاق من همین را می‌گفت. ساک بابا تو کمد اتاق من بود. مامان که دلش تنگ می‌شد می‌اومد توی اتاق من می‌نشست. حتی یک بار همسر «شهید سخندان» آمدند توی اتاق و برگشتن به مامان گفتند: «این اتاق بوی محمد رو می‌ده». ایشون هم بوی شهید سخندان رو حس کردند.
- الان بوی بابا رو از کجا حس می‌کنی؟
- از لباس‌های توی کمد. از عطرش که جا مونده. اصلاً گاهی حس می‌کنم پشت سرم هست و می‌تونم حسش کنم.

بوی معراج. معراج شهدا بوی خاصی داره. این رو همه خانواده شهدا حس می‌کنن.


خواب بابا...

- خوابش رو هم دیدی؟
- آره. خیلی. چند بار شده که اتفاق روز بعد رو شب قبل بابا تو خواب بهم گفته.
- یعنی میاد به خوابت می‌گه فردا چی می‌شه؟
- نه این جوری. مثلاً یک بار خواب دیدم که با علی و مامان داریم می‌ریم راه‌آهن. نشسته بودیم توی سالن انتظار. علی صدایم کرد و گفت: «نفیسه! تلفن عمومی کارت داره!». تعجب کردم. رفتم جلوی کیوسک تلفن وگوشی رو برداشتم.صدای بابا مرتضی بود. گفتم: بابا! تویی؟! خوبی؟! گفت: «سلام نفیسه. خوبی؟ دلم برات تنگ شده». فرداش خیلی بی‌مقدمه و بی‌زمینه قبلی رفتیم سفر. یک شب دیگه باز خواب دیدم بابا مرتضی و مامان دارن می‌رن خرید. وقتی برگشتن کلی چیز خریده بودن. از مواد غذایی بگیرید تا میوه و شیرینی ... فرداش برامون یک عده مهمون اومد. تا چند روز هم موندن.یک سفری رفتیم با مادر «شهید قاسمی دانا». توی راه به ایشون گفتم هر کس می‌آد می‌گه من آرزوم رو از بابات گرفتم یا بابات فلان خواسته من رو داده ... چرا بابام حواسش به همه هست اما به فکر خود ما نیست ...؟ همان‌جا رفته بودیم بازار. یک لباس دیدم که خوشم اومد ولی مامان برام نخریدش. صبح روز بعد یکی از هم‌سفرا اومد و گفت: «نفیسه خانم! دیشب خواب بابات رو دیدم. گفت به نفیسه بگو اون لباسی که دیروز دیده نخره. قشنگه، بلنده، اما پشتش توره. من دوست ندارم».
- چکار می‎کنی که ارتباطت با بابا حفظ بشه؟
- براش دل‌نوشته می‌نویسم. می‌رم بهشت رضا باهاش حرف می‌زنم. هدیه‌هایی که برام گرفته رو نگاه می‌کنم.
- با کی بعد از بابا راحت‌تری؟
- مامانی و بابایی. دائیم هم خیلی هوامونو دارن.
- رابطه‌ات با مامانی و بابایی چطوره؟
- از وقتی اومدیم این خونه، من همه‌اش خونه اونام. مامانی می‌گن من قبلاً دو دختر داشتم حالا سه تا دختر دارم. اصلاً فطریه ماه رمضون ما رو بابایی دادن، بس که اون جائیم. اینجا در حد وسیله برداشتن می‌آییم. همه عروسک‌ها و کتابا و وسایل‌مون اونجاست.


می‌رم بهشت رضا باهاش حرف می‌زنم. هدیه‌هایی که برام گرفته رو نگاه می‌کنم


شیشه عطر بابا...

  - این شیشه عطر باباست؟ هنوزم عطرش هست؟
- ‌آره. خیلی عطر دوست داشت.
- هدیه می‌خرید برای بقیه؟- ‌آره. هم برای بقیه و هم برای خودش. یک کارش این بود که عطرهای مختلف رو با هم قاطی می‌کرد تا یک بوی تازه درست کنه.
- ‌بلد بود؟
- نه! ولی اعتماد به نفسش بالا بود (می‌خندد). بوهای عجیبی به دست می‌آورد. یکی دو تایش بد هم نشد. یک بار هم این قدر عطر تند و تیزی ساخت که نمی‌شد تحملش کرد.
- بد بو بود؟
- تند بود. خیلی تند. همه ما هم غر می‌زدیم که این رو نزن دیگه. اما خودش می‌گفت: « به به! چه عطری... ».‌
 - با علی چه کار می‌کنین؟
- علی خیلی خوبه. ما با هم خیلی بیرون می‌ریم. شام می‌ریم بیرون، دو نفری. یا می‌ریم کوه، یا تیراندازی. وقتی می‌ریم بهشت رضا تفنگ هم می‌بریم، تفنگ بادی داریم ... کلاً خیلی خوبیم با هم ...


روضه حضرت رقیه (سلام الله علیها)

- فکر می‌کنی کدوم دختر و پدری هستند که مثل تو و بابا مرتضی باشن؟
- همه دخترایی که باباشون شهید می‌شه خودشون را می‌ذارن جای حضرت رقیه ...
- چه جوری یعنی؟
- دلتنگ می‌شن، اذیت می‌شن، کنایه می‌شنون و همین‌ها دیگه ... البته هیچ کس به پایه حضرت رقیه که نمی‌رسه ... ولی دیگه یک چیزایی پیش می‌آد که وقتی یاد ایشون می‌کنم می‌تونم نبودن بابا مرتضی رو تحمل کنم.
- این که می‌گن دخترا بابائین چقدر درسته؟
- دقیقاً همین جوریه. من خیلی وابسته بابا مرتضی بودم. بابا هم همیشه من رو «نفس بابا» و «سیندرلای بابا» صدا می‌کرد. همه فامیل هم این رو می‌دونستن. یک بار یکی از دخترای فامیل به من گفت: «تو بابات رو دوست نداشتی که رفت. اگر دوستش داشتی شهید نمی‌شد». این قدر این حرف دلم رو شکست که خدا می‌دونه (بغض می‌کند). اومدم خونه. توی خونه راه می‌رفتم و گریه می‌کردم و داد می‌زدم: من که سیندرلای بابا بودم ... (گریه می‌کند) من که نفس بابا بودم ... حالا باید این حرف‌ها رو بشنوم ...
- چه کار کردی که آروم شدی؟
- ... مامان تا یک چیزی می‌شه که نمی‌تونیم تحمل کنیم فوری تطبیقش می‌ده با کاروان اسرا بعد از شهادت امام حسین. واقعاً هم آروم می‌شم ... بزرگ می‌شم ... .





نوع مطلب : لبیک یازینب(س)(شهدای مدافع حرم)، کلنا عباسک یازینب(س)، کلنا فداک یازینب(س)، جانبازان مدافع حرم، مدافعان حرم، نوجوان مومن وانقلابی(درکلام امام خامنه ای)، 
برچسب ها : گفتگوی نو+جوان با «نفیسه» دختر شهید مدافع حرم مرتضی عطایی،
لینک های مرتبط :


نوجوان مومن و انقلابی

حقوق بشر تقلبی


http://nojavan.khamenei.ir/assets/contents/gallery-491/gallery/13970330_4619_l_001.jpg




نوع مطلب : نوجوان مومن وانقلابی(درکلام امام خامنه ای)، 
برچسب ها : حقوق بشر تقلبی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 275 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
مطالب اخیر
موضوعات
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

سفیران سلسله الذهب نیشابور

شکوه سرخ

هیئت رزمندگان اسلام نیشابور

موسسه قرآنی سلسله الذهب خراسان رضوی

شهدای گمنام نیشابور

مجمع حامیان ولایت نیشابور

 شاهدان سلسله الذهب نیشابور .شهدای مسجدجامع نیشابور

شهیداندرود

یاران عاشق . شهدای ینگجه سرولایت نیشابور

مدرسه عشق

شهدای اصناف وبازار یاران سلسله الذهب

سفیران نبی اکرم شهدای شهرک بهداری وفرهنگیان نیشابور

شهدای فدیشه نیشابور

شهدای بار

شهیدان خروین ( فرستادگان رضا )

ستارگان خاک باغشن

شهدای خرمبک

سردار شهید نورعلی شوشتری

سردار شهید عبدالحسین برونسی

سردار شهید محمد جواد مهدیان پور

سردار شهید علی دشتی

سردار شهید علی اکبر بشنیجی

سردار شهید محمد علی قدمیاری

سردار شهید کریم اندرابی

سردار شهید حسین دهنوی

سردار شهید محمد حصاری

سردار شهید عباس یوسفی

سردار شهید احمدرضا رحمتی

سردار شهید سید احمد عابدی

سردار شهید سید قاسم موسوی

سردار شهید ابراهیم رودیان

سردار شهید محسن قاضی

سردار شهید عباس خواجه بچه

سردار شهید محمد ابراهیم دامنجانی

سردار شهید سید محمود حسینی ادیب

سردار شهید محمد علی فخریان

سردار شهید همتی

سردار شهید عباسعلی دهنوی

سردار شهید علی اصغر اسدی

سردار شهید علی صادقی

سردار شهید غلامرضا باخدا

سردار شهید رمضانعلی پیرانی

سردار شهید ابوالفضل غفورزاده

سردار شهید حسن فیوجی مقدم

سردار شهید قربانعلی سرچاهی

سردارشهید سیداسماعیل حسینی ثانی

سردار شهید محمد صادق قدسی

سردار شهید احمد ترشیزی

سردار شهید مصطفی مشکیان

  امیر خلبان شهید عزیز الله جعفری

www.rovzane.com
سایت رسمی سربازان اسلام; www.sarbazaneislam.com
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic