تبلیغات
سفیران سلسله الذهب نیشابور
 
سفیران سلسله الذهب نیشابور
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. بشروطها و انا من شروطها.
http://nojavan.khamenei.ir/documents/20142/c598df47-e1e3-3fe8-7bc5-fb40fb290141?t=1562174899

http://nojavan.khamenei.ir/documents/20142/63761616-1ac5-045f-a1ba-eb3dba80f49d?t=1539840608

با افتخار دخترم

هدف این است که دختران بتوانند همان سیر و همان حرکتی را انجام دهند که وقتی مردان آن حرکت را انجام دهند، به‌صورت یک انسان بزرگ در خواهند آمد. این ممکن است و در اسلام تجربه شده است. ۱۳۷۶/۷/۳۰-رهبر انقلاب

با افتخار دخترم

نفس بابا

نفس بابا
گفت‌وگوی نو+جوان با «نفیسه» دختر شهید مدافع حرم مرتضی عطایی
نفس بابا

قرارمان شد جمعه. یک جمعه داغ وسط تیرماه مشهد. «نفیسه عطایی» دختر خندانی که عکس‌هایش را در جست‌وجوی اینترنتی دیده بودم، در را باز کرد. لبخندش از حلقه روسری شکوفه دار بیرون زد. تعارفمان‌ کرد. از در راهرویی رد شدیم که یک‌طرف دیوارش را کمد یادگاری‌های «بابا مرتضی» پرکرده بود. مثل این کمد را در منزل شهدای دیگر هم دیده بودم. بهانه‎ صحبتمان روز دختر بود. دخترهایی که بابایی‌اند. دخترهایی که خوب یاد گرفته‌اند بدون حضور فیزیکی بابا برایش ناز کنند، شیرین‌زبانی کنند، خوشحالش کنند، ناراحتی‌شان را به او بگویند و دنیای دخترانه‌شان را با عطر و بوی پدر پر کنند.

۱

خنده‎ها و غصه‌ها

نفیسه از خنده‎ها و غصه‌هایش گفت. از خونسردی‌اش که به بابا مرتضی رفته. از موتور‌سواری‌هایش با بابا مرتضی، از عروسک‌هایی که همه اتاقش را پرکرده بوده و از علی، برادرش. نفیسه صبور است، جوری که سنگ صبور دختران شهدای دیگر هم شده است. قبل از اینکه خودش دختر شهید شود هم همراه بابا مرتضی و مامان مریم و علی، با دست‌پر به منزل شهدای مدافع حرم می‌رفتند و حرف‌ها و درد دل‌هایشان را می‌شنیدند.
نفیسه می‌خندد، حتی وقتی بغض می‌کند اول ردیف دندان‌هایش دیده می‌شود. من مدام قاب لبخند «شهید مرتضی عطایی» را که پشت سر نفیسه بود با لبخند نفیسه مقایسه می‌کردم. نفیسه راست می‌گوید: «من به بابا مرتضی رفته‌ام!».

۲

عروسک

-    نفس بابا که میگن شمایی؟
-    (می‌خندد) بله. نفس بابا. سیندرلای بابا.
-    چرا سیندرلا؟!
-    (می‌خندد) نمی‌دونم. اسمی بود که بابا روی من گذاشته بود.
-    چند سال گذشته از آخرین باری که بابا رو دیدی؟
-    دو سال شده که شهید شدند. چند هفته قبل از شهادت دیدمشون که رفتند سوریه.
-    تلفنی صحبت می‌کردین؟
-    آره. سخت بود ولی. ما که نمی‌تونستیم زنگ بزنیم. بابا خودش هرچند روز یک‌بار زنگ می‌زد. کوتاه صحبت می‌کرد. در همین حد که خبر سلامتیش رو بدونیم.
-    با همه صحبت می‎کرد؟
-    آره. بار آخری به من گفت: «نفیسه خیلی بدی. چرا دیربه‌دیر با من صحبت می‌کنی؟». وقتی شهید شد خیلی حسرت خوردم که چرا بیشتر باهاش صحبت نکردم. البته خب امکانش هم نبود ...
-    روز دختر حال و هواتون چطور بود؟
-    اوه ... خیلی خوش می‌گذشت.
-    چند سالیه که روز دختر رو جشن می‌گیرن.
-    آره. ولی بابا قبل از اون هم همیشه برای من کادو می‌گرفت.
-    چند تا کادو گرفتی؟
-    خیلی. بابا خیلی اهل خرید کردن و کادو گرفتن بود. روز دختر، روز تولدم، عیدها...
-    تولد حضرت زهرا چی؟
-    نه. اون دیگه مخصوص مامان بود.
-    چیا کادو گرفتی؟
-    عروسک ... تا دلتون بخواد. کوتاه و بلند. رنگ و وارنگ. مامان میگه برای سیسمونی من لازم نیست عروسک بخریم...

۳

-    کلاس چندمی نفیسه؟
-    پیش‌دانشگاهی.
-    رشته؟
-    تجربی.
-    پس می‌خوای دکتر بشی.
-    نه. خیلی فکر نمی‌کنم بهش.
-    بابا چی دوست داشت؟
-    اصراری نداشت که چه‌کاره بشم. ولی خیلی به درس‌مون اهمیت می‌داد. از همون اول گشت دنبال بهترین مدرسه. با این‌که پولش زیاد می‌شد اما اسم ما رو توی مدرسه غیرانتفاعی نوشت. کلاس تقویتی و این چیزها هم اسم‌نویسی کردیم. کلاً درسخون بودن ما رو خیلی دوست داشت.
-    کنکور داری دیگه؟
-    آره.
-    تو مدرسه چه جوری می‌گذره؟
-    الان که بحث کنکور و ایناس. صحبت سهمیه‌های کنکور هم داغه. به منم کنایه می‌زنن که: «تو که خیالت راحته! سهمیه داری!» حتی قبل از شهادت بابا مرتضی هم همین حرف‌ها بود که: «خوش به حال تو! زحمتی نداری برای کنکور و سهمیه داری».
-    ناراحت می‌شی؟
-    آره. ولی چیزی نمی‌گم. باهاشون کَل‌کَل نمی‌کنم. فقط یک‌بار گفتم: انگشت‌تون رو قطع کنید و بندازید دور، عوضش سهمیه بگیرین...
-    خب؟
-    هیچی! فایده نداره. این حرف‌ها همیشه بوده. سعی می‌کنم خونسرد باشم.

۴

سرویس طلا

-      با کدوم دختر شهید بیشتر دوستی؟
-    با زینب. زینب شهید محرابی. هر جا باشیم ما دو تا با همیم. خیلی با من جوره.
-    همسن هستین؟
-    نه. زینب دو سه سالی کوچک‌تر از منه. ولی ماشاءالله قد و قواره‌اش از من هم درشت‌ترِ. بعضی‌ها فکر می‌کنند اون بزرگ‌تر است!
-    با زینب چیا می‌گین؟
-    از باباهامون که خیلی حرف می‌زنیم. بابای زینب بعد از بابا مرتضی شهید شد. زینب خیلی دل‌تنگی می‌کرد. همه‌اش می‌گفت: «تو چرا این‌قدر آرومی؟ چطور خودت رو آروم می‌کنی؟» می‌گفتم: به راهی که بابام رفته، به حضرت زینب (سلام‌الله علیها)، به مقامی که الآن دارد، به خاطره‌هاش فکر می‌کنم و این‌جوری خودم رو آروم می‌کنم.
-    کدوم کادوی بابا رو بیشتر دوست داری؟
-    برای تولد ۱۵ سالگی‌ام یک سرویس طلا خرید. خیلی دوستش دارم.
-    خودش خرید؟
-    آره. چند روز با موتور رفتیم بازار طلا. کلی مغازه رفتیم ولی چیزی که پسند هر دومون باشه ندیدیم. آخرش یک روز بابا مرتضی با ذوق و شوق اومد و گفت: «نفیسه! امروز با موتور از خیابون ابوطالب رد می‌شدم، چند مغازه طلافروشی بود. حاضر شو باهم بریم اونجا رو هم ببینیم». 
-    چه حوصله‌ای داشتند!
-    آره! اصلاً خرید کردن با بابا، مامان رو کلافه می‌کرد. این‌قدر که می‌گشتن تا اون چیزی رو که می‌خوان پیدا کنن.
-    رفتین اونجا طلا خریدین؟
-    آره. یک سرویس طلای سفید پسندیدم. بابا ولی می‌گفت: «سفید نه. طلا باید زرد باشه». آخرش هم همون رو دادیم زرد کردند.
-    این‌جوری نظر هر دو تأمین شد.
-    آره.

۵

بوی پیراهن بابا

-    نفیسه! این کمد برای چیه؟
-    یادگاری‌های باباست همه‌اش. لباس‌ها، کفش‌های خونی موقع شهادت، دست‌نوشته‌ها، ساعت و انگشتر و چفیه‌ها و همه رو گذاشتیم اینجا.
-    چرا درش رو با روبان بستین؟
-    تازه این قفل و زنجیر داشته. بس که هر کی می‌اومد می‌خواست یک یادگاری از بابا مرتضی برداره. خیلی از وسایل این‌جوری رفت. الان ولی دیگه اجازه نمی‌دیم کسی چیزی برداره.
-    حس و حالت با کمد چه جوریه؟ خیلی می‌ری سر کمد؟ باز و بسته‌اش می‌کنی؟
-    نه.
-    نه! چرا؟!
-    می‌خوام بوی بابا توش بمونه. اوایل که اصلاً دوست نداشتم باز و بسته‌اش کنند. لباس‌ها و وسایل بوی بابا رو می‌داد ... الآن کمتر شده.
-    یک‌کم به‌هم‌ریخته است.
-    (می‌خندد) از دست علی. این‌قدر این لباس‌ها رو بر‌می‌داره و می‌پوشه که خدا می‌دونه. هر چه هم مرتب کنیم فایده نداره.
-    با علی سر این یادگاری‌ها دعواتون نمیشه؟
-    خیلی. اون همه رو برای خودش می‌خواد. البته منم یک یادگاری عزیز دارم.
-    کدومه؟
-    این انگشتر. مال بابا مرتضاست. سردار سلیمانی به بابا دادن.
-    فقط برات بزرگه!
-    آره خب. می‎خوام بدمش برام گردنبندش کنن.
-    علی چیزی نمی‌گه؟
-    نه. اون خودش یک انگشتر دیگه از یادگاری‌های بابا برداشت.
-    پس مساوی هستین؟
-    نه. (می‌خندد) علی انگشترش رو هدیه کرد به یک نفر دیگه.
-    ‌می‌شه بریم اتاقت رو ببینیم؟
-    من اینجا اتاق ندارم. خونه قبلی‌مون سه اتاقه بود. ولی مجبور بودیم بیاییم اینجا که یک اتاق کوچیک داره.
-    پس خونه‌ای که بابا مرتضی توش بود اینجا نیست؟
-    نه (بغض می‌کند‌).
-    اونجا اتاق داشتی؟
-    آره. اتاق من بعد از شهادت بابا مرتضی بوی معراج شهدا رو می‌داد.
-    بوی بابا؟
-    نه فقط بوی بابا. بوی معراج. معراج شهدا بوی خاصی داره. این رو همه خانواده شهدا حس می‌کنن. هر کس می‌آمد اتاق من همین را می‌گفت. ساک بابا تو کمد اتاق من بود. مامان که دلش تنگ می‌شد می‌اومد توی اتاق من می‌نشست. حتی یک‌بار همسر «شهید سخندان» آمدند توی اتاق و برگشتن به مامان گفتند: «این اتاق بوی محمد رو می‌ده». ایشون هم بوی شهید سخندان رو حس کردند.
-    الآن بوی بابا رو از کجا حس می‌کنی؟ 
-    از لباس‌های توی کمد. از عطرش که جا مونده. اصلاً گاهی حس می‌کنم پشت سرم هست و می‌تونم حسش کنم.

۶

خواب بابا...

-    خوابش رو هم دیدی؟
-    آره. خیلی. چند بار شده که اتفاق روز بعد رو شب قبل بابا تو خواب بهم گفته.
-    یعنی میاد به خوابت می‌گه فردا چی می‌شه؟
-    نه این‌جوری. مثلاً یک‌بار خواب دیدم که با علی و مامان داریم می‌ریم راه‌آهن. نشسته بودیم توی سالن انتظار. علی صدایم کرد و گفت: «نفیسه! تلفن عمومی کارت داره!». تعجب کردم. رفتم جلوی کیوسک تلفن و گوشی رو برداشتم. صدای بابا مرتضی بود. گفتم: بابا! تویی؟! خوبی؟! گفت: «سلام نفیسه. خوبی؟ دلم برات تنگ شده». فرداش خیلی بی‌مقدمه و بی‌زمینه قبلی رفتیم سفر. یک شب دیگه باز خواب دیدم بابا مرتضی و مامان دارن می‌رن خرید. وقتی برگشتن کلی چیز خریده بودن. از مواد غذایی بگیرید تا میوه و شیرینی... فرداش برامون یک عده مهمون اومد. تا چند روز هم موندن.
یک سفری رفتیم با مادر «شهید قاسمی دانا». توی راه به ایشون گفتم هر کس می‌آد می‌گه من آرزوم رو از بابات گرفتم یا بابات فلان خواسته من رو داده... چرا بابام حواسش به همه هست اما به فکر خود ما نیست...؟ همان‌جا رفته بودیم بازار. یک لباس دیدم که خوشم اومد ولی مامان برام نخریدش. صبح روز بعد یکی از هم‌سفرا اومد و گفت: «نفیسه خانم! دیشب خواب بابات رو دیدم. گفت به نفیسه بگو اون لباسی که دیروز دیده نخره. قشنگه، بلنده، اما پشتش توره. من دوست ندارم».
-    چکار می‎کنی که ارتباطت با بابا حفظ بشه؟
-    براش دل نوشته می‌نویسم. می‌رم بهشت رضا (علیه‌السلام) باهاش حرف می‌زنم. هدیه‌هایی که برام گرفته رو نگاه می‌کنم.
-    با کی بعد از بابا راحت‌تری؟
-    مامانی و بابایی. دائی‌ام هم خیلی هوامونو دارن.
-    رابطه‌ات با مامانی و بابایی چطوره؟
-    از وقتی اومدیم این خونه، من همه‌اش خونه اونام. مامانی می‌گن من قبلاً دو دختر داشتم حالا سه تا دختر دارم. اصلاً فطریه ماه رمضون ما رو بابایی دادن، بس که اون جاییم. اینجا در حد وسیله برداشتن می‌آییم. همه عروسک‌ها و کتابا و وسایل‌مون اونجاست.

۷

شیشه عطر بابا

-    این شیشه عطر باباست؟ هنوزم عطرش هست؟
-    ‌آره. خیلی عطر دوست داشت.
-    هدیه می‌خرید برای بقیه؟
-    ‌آره. هم برای بقیه و هم برای خودش. یک کارش این بود که عطرهای مختلف رو باهم قاطی می‌کرد تا یک بوی تازه درست کنه.
-    ‌بلد بود؟
-    نه! ولی اعتمادبه‌نفسش بالا بود (می‌خندد). بوهای عجیبی به دست می‌آورد. یکی دو تایش بد هم نشد. یک‌بار هم این‌قدر عطر تند و تیزی ساخت که نمی‌شد تحملش کرد.
-    بد بو بود؟
-    تند بود. خیلی تند. همه ما هم غر می‌زدیم که این رو نزن دیگه. اما خودش می‌گفت: « به به! چه عطری... ».‌ 
-    با علی چه‌کار می‌کنین؟
-    علی خیلی خوبه. ما باهم خیلی بیرون می‌ریم. شام می‌ریم بیرون، دو نفری. یا می‌ریم کوه، یا تیراندازی. وقتی می‌ریم بهشت رضا (علیه‌السلام) تفنگ هم می‌بریم، تفنگ بادی داریم ...کلاً خیلی خوبیم باهم...

۸

روضه حضرت رقیه...

-    فکر می‌کنی کدوم دختر و پدری هستند که مثل تو و بابا مرتضی باشن؟
-    همه دخترایی که باباشون شهید می‌شه خودشون را می‌ذارن جای حضرت رقیه (سلام‌الله علیها)...
-    چه جوری یعنی؟
-    دل‌تنگ می‌شن، اذیت می‌شن، کنایه می‌شنون و همین‌ها دیگه... البته هیچ‌کس به پایه حضرت رقیه (سلام‌الله علیها) که نمی‌رسه ... ولی دیگه یک چیزایی پیش می‌آد که وقتی یاد ایشون می‌کنم می‌تونم نبودن بابا مرتضی رو تحمل کنم.
-    این‌که می‌گن دخترا بابائین چقدر درسته؟
-    دقیقاً همین جوریه. من خیلی وابسته بابا مرتضی بودم. بابا هم همیشه من رو «نفس بابا» و «سیندرلای بابا» صدا می‌کرد. همه فامیل هم این رو می‌دونستن. یک‌بار یکی از دخترای فامیل به من گفت: «تو بابات رو دوست نداشتی که رفت. اگر دوستش داشتی شهید نمی‌شد». این‌قدر این حرف دلم رو شکست که خدا می‌دونه (بغض می‌کند). اومدم خونه. توی خونه راه می‌رفتم و گریه می‌کردم و داد می‌زدم: من که سیندرلای بابا بودم...(گریه می‌کند) من که نفس بابا بودم...حالا باید این حرف‌ها رو بشنوم...
-    چه‌کار کردی که آروم شدی؟
-    ...مامان تا یک‌چیزی می‌شه که نمی‌تونیم تحمل کنیم فوری تطبیقش می‌ده با کاروان اسرا بعد از شهادت امام حسین (علیه‌السلام). واقعاً هم آروم می‌شم... بزرگ می‌شم... .






نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها : ولادت حضرت فاطمه مصومه(س) و روز دختر و ولادت امام رضا(ع) و دهه کرامت مبارک باد.،
لینک های مرتبط :


واکنش رسانه‌های دشمن به نماهنگ جهادی جنبش نُجَباء عراق؛

مقاومت برای حمله موشکی به «هاکریا» برنامه‌ریزی می‌کند

انتشار ویدیوموزیک "بر مدار ۳۲" از بازخورد قابل توجهی در رسانه‌های بین‌المللی برخوردار شد و صهیونیست‌ها آن را تهدیدی علیه اسرائیل دانستند.

ویدیو موزیک بر مدار 32 مقاومت برای حمله موشکی به «هاکریا» برنامه‌ریزی می‌کند
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0%

به گزارش جام نیوز، انتشار نخستین ویدیوموزیک فارسی مقاومت عراق با عنوان "بر مدار ۳۲" که همزمان با روز جهانی قدس امسال رونمایی شد، در رسانه‌های صهیونیستی، امریکایی و منطقه‌ای انعکاس یافت.

 

خبرگزاری صهیونیستی "کیکار هشبات" متعلق به یهودیان تندرو اسرائیلی، با تیتر "تماشا کنید: تهدید به حمله به هکریا در تل‌آویو" نوشت: حزب‌الله نُجَباء، گروه شبه‌نظامی شیعه عراقی که تحت حمایت ایران است، کلیپی حاوی تهدید به حمله به هکریا در تل‌آویو منتشر کرده است.

 

این خبرگزاری خاطرنشان کرد: گروه تروریستی نجباء با پشتیبانی سپاه پاسداران ایران، قبلا از تشکیل تیپ آزادسازی "جولان" خبر داده بود.

 

کیکار هشبات در ادامه افزود: این نگرانی وجود دارد که ایران مخفیانه گروه‌هایی نظیر نُجَباء را به موشک‌های بالستیک دوربرد مجهز کند.

 

 

پایگاه صهیونیستی "خمال" هم با اشاره به انتشار ویدئوموزیک "بر مدار ۳۲" نوشت: گروه نجباء که یکی از گروه‌های شبه‌نظامی شیعه در عراق به‌شمار می‌رود، در این کلیپ تهدید کرده است که به منطقه "هکریا" در تل‌آویو حمله خواهد کرد.

 

 

همچنین شبکه "صدای آمریکا" وابسته به وزارت خارجه ایالات‌متحده، درباره رونمایی از ویدئوموزیک یادشده گزارش داد: کانال‌های تلویزیونی ایران در تلاشی آشکار برای تحریک احساسات ضداسرائیلی، بارها اقدام به پخش نماهنگی کردند که توسط یکی از گروه‌های شاخص عراقی تولید شده است.

 

رسانه دولتی آمریکا ادامه داد: این گروه شبه‌نظامی شیعه، "حزب‌الله النُجَباء" نام دارد و در فهرست تحریمی ایالات‌متحده گنجانده شده است. آن‌ها در سال ۲۰۱۷ با تشکیل یک تیپ نظامی، وعده داده‌اند که اسرائیل را از منطقه مورد مناقشه "جولان" بیرون خواهند راند.

 

صدای امریکا اضافه کرد: این گروه ستیزه‌جوی عراقی در نماهنگ خود که با دو زبان فارسی و عربی تولید شده است، ابتدا مبارزه با داعش در عراق را به تصویر می‌کشد و در انتها این پیام را انتقال می‎دهد که مأموریت بعدی آنان، نبرد با اسرائیل است.

 

این منبع به نقل از «مئیر جاودانفر» استاد دانشگاه هرتزلیا، هشدار داد: انتشار اینگونه فیلم‌های تبلیغاتی نشان می‌دهد که ایران و گروه‌های تحت‌الحمایه‌اش به‌ویژه نجباء در صدد ناامن‌سازی مرزهای شمالی اسرائیل هستند.

 

 

روزنامه کویتی "القبس" نیز در همین زمینه نوشت: گروه شبه‌نظامی نُجَباء عراق با تولید یک کلیپ موسیقی پنج دقیقه‌ای، سناریویی را به تصویر کشیده است که در آن، یک کودک بعد از کشته شدن پدرش در نبرد با داعش، تعهد می‌دهد راه او را ادامه داده و در این مسیر با اسرائیل هم بجنگد.

 

منبع فوق، تولید و انتشار ویدئوموزیک "بر مدار ۳۲" را گامی در راستای پیشبرد سیاست‌های تبلیغاتی ایران برای اثرگذاری بر افکارعمومی و ترویج ایدئولوژی جمهوری اسلامی در خاورمیانه توصیف کرده است.

 

 

گفتنی است ویدئوموزیک "بر مدار ۳۲" از سوی مرکز ارتباطات و امور رسانه‌ای نُجَباء در ایران به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و عبری تولید شده و عنوان آن به مختصات موشکی "هاکریا" قلب نظامی و استراتژیک رژیم صهیونیستی در تل‌آویو اشاره دارد؛ مختصاتی که برای اولین‌بار در این کلیپ اعلام شده است.

 

"بر مدار ۳۲" روایت‌گر نبرد قناصان نُجَباء و تروریست‌های داعش در سوریه است: «دو همرزم مدافع حرم، یکی رزمنده نُجَباء (صابر) و دیگری مستشار ایرانی (علی) نقش اصلی را ایفا می‌کنند. در جریان درگیری با تروریست‌های داعش، علی هدف دشمن قرار می‌گیرد و در لحظه شهادت خود، پلاکی را که عبارت "القدس لنا" بر آن حک شده است، به صابر می‌سپارد. رزمندگان مقاومت اسلامی نُجَباء پس از شکست داعش به‌سوی بلندی‌های جولان حرکت می‌کنند و نشان می‌دهند که هدف نهایی‌شان نابودی رژیم صهیونیستی و آزادی قدس شریف است.»

 

برای مشاهده ویدیوموزیک "بر مدار 32" اینجا کلیک کنید

 





نوع مطلب : خبر، حزب الله، ضداسرائیل، جهان اسلام، 
برچسب ها : مقاومت برای حمله موشکی به «هاکریا» برنامه‌ریزی می‌کند،
لینک های مرتبط :


گزارش بی‌بی‌سی: «مذاکره» بهانه است؛ هدف ترامپ «براندازی» جمهوری اسلامی است/ فیلم

ترامپ میگوید خط و مشی فشار حداکثری را در پیش گرفته برای تغییر رفتار ایران، اما منتقدان او میگویند ترامپ سیاست خطرناک تنش حداکثری را با هدف تضعیف و سرنگونی جمهوری اسلامی در پیش گرفته است. دولت ترامپ علاقه‌ای به مذاکره ندارد،

 شبکه بی بی سی فارسی در گزارشی با اشاره به مواضع متناقض و نامتعارف مقامات ارشد آمریکایی در مقابل جمهوری اسلامی ایران می گوید منتقدان ترامپ در آمریکا میگویند، او سیاست خطرناک تنش حداکثری را با هدف تضعیف و سرنگونی جمهوری اسلامی در پیش گرفته است و دولت ترامپ علاقه‌ای به مذاکره با ایران ندارد،

 

شبکه بی بی سی در گزارش خود از دونالد ترامپ  با عنوان "رئیس جمهوری با مواضعی نا متعارف و اغلب متناقض" نام میبرد و میگوید: ترامپ یک روز «جمهوری اسلامی را مافیای فاسد» میخواند و روز دیگر اما می گوید «مردم ایران با همین حکومت هم میتوانند کشور بزرگی داشته باشند»، یک روز تهدید به «جنگ ویرانگر» میکند و روز دیگر «درخواست مذاکره» می‌دهد آنهم بی قید و شرط آن هم درحالی که وزیر خارجه اش رسما 12 شرط اساسی برای توافق احتمالی تعیین کرده؛ پیام ها و علامت هایی در تضاد که رمز گشایی از آنها شاید چندان آسان نباشد.

 

شبکه بی بی سی افزود: دونالد ترامپ میگوید خط و مشی فشار حداکثری را در پیش گرفته برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی در منطقه و بازگرداندن ایران به روند مذاکرات با هدف امضای توافقی به مراتب بزرگتر از برجام،  اما منتقدان او میگویند ترامپ سیاست خطرناک تنش حداکثری را با هدف تضعیف و سرنگونی جمهوری اسلامی در پیش گرفته است.

 

گزارش ویدئویی بی بی سی

 

شبکه بی بی سی در ادامه با اشاره به تحریم های اخیر آمریکا علیه ایران افزود: تحریم رهبر جمهوری اسلامی ایران و فرماندهان سپاه پاسداران و تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران در کنار اینکه کاخ سفید میگوید ایران در داخل کشور حق غنی سازی اورانیوم را ندارد، این تصمیمات جنجالی باعث شده، خیلی ها در واشنگتن به این نتیجه برسند که کاخ سفید برغم مواضع رسمی اش، برای مذاکره با ایران، جدی نیست.

 

باربارا اسلاوین، مدیر پروژه ایران در شورای اتلانتیک در گفتگو با بی بی سی در این باره میگوید: دولت ترامپ علاقه‌ای به مذاکره ندارد، چون اگر بدنبال مذاکره بودند رهبر یک حکومت را تحریم و تهدید به تحریم بلندپایه ترین دیپلمات این کشور نمی‌کردند. تحریم های اخیر علیه ایران نشان میدهد هدف تضعیف ایران است به این امید که ایران از منطقه عقب نشینی کند و به این امید که وضع اقتصادی ایران آنقدر خراب شود که مردم علیه حکومت قیام و آن را سرنگون کنند.»

 

در ادامه گزارش، بی بی سی با اشاره به مواضع خصمانه و جنگ طلبانه معاونان و مشاوران ارشد ترامپ علیه ایران می گوید: دستیاران ترامپ مواضع تند و تیزی علیه ایران دارند، جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ از دوستان دیرین سازمان مجاهدین خلق ایران(گروهک تروریستی منافقین) است که پیش از ورود به کاخ سفید بارها خواستار سرنگونی حکومت ایران شده بود، تنش جاری با ایران میتواند فرصت کم سابقه ای برای محافظه کارانی مثل جان بولتون باشد، محافظه کارانی که خوب میدانند آمریکا وارد فصل انتخاباتی شده و شاید تا سال آینده میلادی رئیس جمهور دیگری به غیر از دونالد ترامپ داشته باشند، دونالد ترامپ که فعلا به نظر می رسد قصد دارد حلقه اقتصادی علیه ایران را ادامه دهد.

 

رئیس جمهور آمریکا میگوید فعلا برای حل و فصل تنش جاری با ایران چه از راه توافق و چه از راه نظامی، عجله ای ندارد، خط و مشی ترامپ فعلا  فشار، تحریم و مهار حکومت ایران به نظر میرسد همانطور که بارها صراحتا اعلام کرده تا ببیند چه پیش خواهد آمد.





نوع مطلب : خبر، حزب الله، 
برچسب ها : گزارش بی‌بی‌سی: «مذاکره» بهانه است؛ هدف ترامپ «براندازی» جمهوری اسلامی است،
لینک های مرتبط :


وحشت انگلیسی‌ها از تلافی ایران در خلیج‌فارس؛ توقف از ترس توقیف!

یک نفتکش متعلق به "بریتیش پترولیوم" در آب‌های عربستان در خلیج فارس لنگر انداخته و قصد حرکت به‌سمت تنگه هرمز را ندارد.

خبرگزاری امریکایی بلومبرگ ساعتی پیش گزارشی را روی خروجی قرار داد که نشانگر ترس انگلیسی‌ها از اقدام تلافی‌جویانه ایران است.

 

بر اساس این گزارش، یک نفتکش متعلق به شرکت "بریتیش پترولیوم" از بیم توقیف شدن توسط ایران، در آب‌های عربستان در خلیج فارس لنگر انداخته و قصد حرکت به‌سمت تنگه هرمز را ندارد.

 

مسئولان بریتیش پترولیوم می‌ترسند که ایران به تلافی توقیف نفتکش "گریس۱" در آب‌های جبل الطارق، نفتکش‌های انگلیسی را توقیف کند.

چند روز قبل نیروی دریایی انگلیس نفتکش متعلق به ایران را با دلایل واهی در این تنگه توقیف کرد.





نوع مطلب : خبر، حزب الله، 
برچسب ها : وحشت انگلیسی‌ها از تلافی ایران در خلیج‌فارس؛ توقف از ترس توقیف!،
لینک های مرتبط :


مانیتورینگ جام؛

ایران انجامش داد!

«ایران با افزایش عیار اورانیوم غنی‌سازی شده‌اش، نشان داد که با کمال جدیت از هر ابزاری برای مقاومت در برابر فشارها استفاده خواهد کرد.»

 تصمیم جمهوری اسلامی ایران برای کاهش تعهدات برجامی در واکنش به خروج امریکا از توافق هسته‌ای و همچنین انفعال و خلف وعده طرف‌های اروپایی، کماکان در صدر موضوعات مورد توجه رسانه‌ها قرار دارد.

به‌ویژه آنکه همزمان با تشدید فشارها و تهدیدهای امریکا، تنش‌هایی نیز در سطح منطقه رخ داد که برخی را نسبت به احتمال رویارویی نظامی نگران ساخت.


«شهیر شهید ثالث» تحلیلگر مسائل سیاسی، در این باره به بی بی سی گفت: «بعد از ساقط کردن پهپاد امریکایی توسط ایران و عدم واکنش تلافی‌جویانه واشگتن، اعتمادبنفس در ایران به‌خصوص در سپاه پاسداران، در باب اینکه امریکا در موقعیتی نیست که با این کشور وارد درگیری نظامی شود، به اوج خود رسیده است.»


وی در پاسخ به این سؤال که "چرا امریکا پس از انهدام پهپاد واکنش عملی نشان نداد؟" خاطرنشان ساخت: «درگیری نظامی در منطقه خلیج فارس می‌تواند به یک سلسله حملات به تانکرهای نفتکش و احتمالا زیرساخت‌های نفتی کشور‌های منطقه توسط ایران منجر شده و به یک شوک نفتی بینجامد. چنین وضعیتی باعث افت بازارهای سرمایه در امریکا ـ که از هرج و مرج بیزارند ـ شده و بالقوه شانس انتخاب مجدد ترامپ در انتخابات بعدی را به مخاطره می‌اندازد.»

 

روزنامه الکترونیکی "رأی الیوم" نیز با اشاره به سررسیدن ضرب‌الاجل ایران به اروپایی‌ها و عملی شدن تهدید کشورمان راجع به کاهش تعهدات برجامی، در سرمقاله خود نوشت: «ایران با افزایش عیار اورانیوم غنی‌سازی شده‌اش، نشان داد که با کمال جدیت از هر ابزاری برای مقاومت در برابر فشارها استفاده خواهد کرد.»

 

این منبع اضافه کرد: «معلوم شد که امریکا، اسرائیل و متحدان عرب آن‌ها دیگر نباید منتظر بالا بردن پرچم تسلیم از جانب تهران باشند.»

 

عکس‌العمل "القبس" به اعلام دومین مرحله کاهش تعهدات برجامی از سوی ایران نیز در نوع خود جالب توجه بود.

این روزنامه کویتی در تیتر یک خود با فونت درشت نوشت: ایران انجامش داد! (تهدید خود را عملی کرد)

 





نوع مطلب : خبر، روشنگری، 
برچسب ها : ایران انجامش داد!،
لینک های مرتبط :


روزنامه کویتی الرأی گزارش داد؛

لو رفتن نسخه عراقی «گاندو» | پاتک تهران به واشنگتن

این روزها که با نمایش سریال "گاندو" در ایران، توجه افکار عمومی به پرونده‌های نفوذ و جاسوسی معطوف شده؛ شناسایی یک شاه‌مهره خائن در عراق نیز خبرساز شده است.

افشای جاسوسی یک سرلشکر عراقی برای امریکایی‌ها و خیانت او به نیروهای بسیج مردمی که با داعش در جنگ بودند، فضای سیاسی عراق را ملتهب کرده و موجی از ابراز تنفر و محکومیت را به همراه داشته است.

 

این خبر از سویی افکار عمومی را منزجر کرد و از دیگرسو، دستاوردی برای گروه‌های مقاومت عراقی بود که توانستند یکی از دریچه‌های نفوذ اشغالگران را ببندند و شاه‌مهره امریکا در نیروهای مسلح کشورشان را به دام بیندازند.

 

 

در این میان، روزنامه "الرأی" جنبه دیگری به ماجرا بخشید و نوشت: «افشای جاسوسی یک سرلشکر ارتش عراق برای امریکا، پاتک تهران به واشنگتن بود.»

 

این منبع کویتی در ادامه افزود: «واشنگتن به بغداد فشار آورد تا الحشد الشعبی را منحل کند؛ تهران هم در یک جنگ اطلاعاتی بی‌سروصدا، با استفاده از توانایی شنود واتس‌اپ (که تکنولوژی آن در اختیار ایران و متحدانش می‌باشد) این راز را افشا کرد و به امریکا ضربه زد.»





نوع مطلب : خبر، حزب الله، ضداسرائیل، 
برچسب ها : لو رفتن نسخه عراقی «گاندو» | پاتک تهران به واشنگتن، لو رفتن نسخه عراقی «گاندو»،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 272 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
مطالب اخیر
موضوعات
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

سفیران سلسله الذهب نیشابور

شکوه سرخ

هیئت رزمندگان اسلام نیشابور

موسسه قرآنی سلسله الذهب خراسان رضوی

شهدای گمنام نیشابور

مجمع حامیان ولایت نیشابور

 شاهدان سلسله الذهب نیشابور .شهدای مسجدجامع نیشابور

شهیداندرود

یاران عاشق . شهدای ینگجه سرولایت نیشابور

مدرسه عشق

شهدای اصناف وبازار یاران سلسله الذهب

سفیران نبی اکرم شهدای شهرک بهداری وفرهنگیان نیشابور

شهدای فدیشه نیشابور

شهدای بار

شهیدان خروین ( فرستادگان رضا )

ستارگان خاک باغشن

شهدای خرمبک

سردار شهید نورعلی شوشتری

سردار شهید عبدالحسین برونسی

سردار شهید محمد جواد مهدیان پور

سردار شهید علی دشتی

سردار شهید علی اکبر بشنیجی

سردار شهید محمد علی قدمیاری

سردار شهید کریم اندرابی

سردار شهید حسین دهنوی

سردار شهید محمد حصاری

سردار شهید عباس یوسفی

سردار شهید احمدرضا رحمتی

سردار شهید سید احمد عابدی

سردار شهید سید قاسم موسوی

سردار شهید ابراهیم رودیان

سردار شهید محسن قاضی

سردار شهید عباس خواجه بچه

سردار شهید محمد ابراهیم دامنجانی

سردار شهید سید محمود حسینی ادیب

سردار شهید محمد علی فخریان

سردار شهید همتی

سردار شهید عباسعلی دهنوی

سردار شهید علی اصغر اسدی

سردار شهید علی صادقی

سردار شهید غلامرضا باخدا

سردار شهید رمضانعلی پیرانی

سردار شهید ابوالفضل غفورزاده

سردار شهید حسن فیوجی مقدم

سردار شهید قربانعلی سرچاهی

سردارشهید سیداسماعیل حسینی ثانی

سردار شهید محمد صادق قدسی

سردار شهید احمد ترشیزی

سردار شهید مصطفی مشکیان

  امیر خلبان شهید عزیز الله جعفری

www.rovzane.com
سایت رسمی سربازان اسلام; www.sarbazaneislam.com